انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٣٩ - سبك شناسى قرآن در بيان مرزهاى شريعت
«بَسل»[١] و «محظور»[٢] از اين گونهاند. تفاوت حرام با «محظور» اين است كه حرام جز به كار «قبيح» تعلق نمىگيرد، ولى محظور تنها به اعتبار نهى كننده بستگى دارد و ممكن است حتى به «حُسن» نيز تعلق گيرد؛ ازاينرو هر حرامى محظور است، ولى عكس اين قضيه صادق نيست و تنها زمانى محظور حرام خواهد بود كه روشن باشد نهى كننده، چيزى جز كار قبيح را محظور اعلام نمىكند؛ همانند محظورات شرعى؛[٣] هرچند از نگاه شيخ طوسى در شريعت، غير از محرّم، به قبيح نيز محظور اطلاق مىشود؛[٤] برخى نيز در تفاوت حرام و محظور، ممنوعيت در حرام را، ابدى؛ ولى در محظور، موقت و داراى بازه زمانى مىدانند.[٥] سُحت هم مبالغه در صفت حرام است؛ ازاينرو «حَرامٌ سحت» گفته مىشود، نه «سحتٌ حرام»؛[٦] به ديگر سخن، سحت، حرامى است كه كسب آن جايز نبوده و بركت مال را از بين ببرد.[٧]
سبكشناسى قرآن در بيان مرزهاى شريعت
گزارههاى قرآنى هنگامى كه حاكى از نارضايتى خداوند و همراه با عقاب دنيوى يا اخروى نسبت به نگرش يا رفتارى باشند، دلالت بر حرمت
[١].« ابسال» از همين ماده به معناى تحريم آمده است( الصحاح، ج ٤، ص ١٦٣٤). تفاوت« بسل» با حرام در اين است كه منع در بسل تنها به قهر است؛ همانند آيه(\i أُولئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا\E)، ولى اسباب منع در حرام عام است( مفردات الفاظ القرآن، ص ٤٧).
[٢]. النهاية، ج ١، ص ٤٠٥؛« حظر» نيز در لغت به معناى منع آمده و در برخى از آيات نيز همين معنا لحاظ شده است؛ همانند(\i وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً\E)( الفروق اللغوية، ص ٤٨٦).
[٣]. الفروق اللغوية، ص ٤٨٦.
[٤]. العدة في اصول الفقه، ص ٢٦.
[٥]. الفروق اللغوية، ص ٤٨٦.
[٦]. همان، ص ١٨١ و ص ٧١٤.
[٧]. النهاية، ج ٢، ص ٣٤٥.