علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٤ - بررسی و تحلیل احادیث شیعه در باره قضا شدن نماز صبح پیامبر
نیز جمله «نمتم بوادی الشیطان» مثبت نوعی تسلط شیطان بر آن حضرت خواهد بود که مخالف صریح چند آیه قرآن است که در آنها تسلط شیطان را بر بندگان خاص خداوند منتفی دانستهاند. در یکی از آن آیات میفرماید:
إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ ۞ إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ؛[١]
شیطان را بر کسانی که ایمان آوردهاند و بر خدا توکل میکنند، تسلطی نیست. تسلط او تنها بر کسانی است که دوستش میدارند و به خدا شرک میآورند.
همین مضمون در آیه٤٢ سوره حجر و ٦٥ سوره اسراء نیز آمده است. حال وقتی طبق مفاد این آیات، تسلط شیطان بر مؤمنان منتفی باشد، به طور قطع، در باره پیامبر٦ نیز منتفی خواهد بود؛ چه در خواب باشد و چه در بیداری؛ مگر آن که توجیهی را که آیة الله بهجت مطرح کرده است، بپذیریم. به نظر وی این احتمال وجود دارد که رسول خدا٦ نماز خوانده باشند؛ چرا که خطاب به همراهان فرمودند: «نمتم بوادی الشیطان».[٢] اما به نظر میرسد این توجیه درست نباشد؛ به چند دلیل:
الف. در این دو روایت آمده که حضرت نماز را در خارج وقت، آن هم به صورت جماعت اقامه کرده است. اگر ایشان نمازش را دور از انظار همراهانی که در خواب بودهاند، در وقت خودش اقامه کرده، پس کدام نماز قضا شده را به صورت جماعت در خارج وقت خوانده است؟!
ب. بر اساس همین دو روایت، پیامبر٦ بلال را مأمور بیدار کردن خود و مردم کرده که این نشان از اهمیت موضوع دارد. حال اگر واقعاً خود آن حضرت برای نماز بیدار شده، چرا همراهانش را بیدار نکرده است تا این فضیلت از آنها سلب نگردد؟ آیا تفاوتی بین بیدار شدن مردم توسط بلال و توسط پیامبر٦ بوده است؟!
ج. در این دو حدیث، پیامبر٦ بلال را به دلیل خواب ماندن و انجام ندادن مأموریتش مورد عتاب قرار داده است. اگر آن حضرت بیدار شده و با این وجود، همراهانش را بیدار نکردهاند، آیا توبیخ بلال معنایی پیدا میکند؟
پس در هر صورت، تناقض بین مضمون این دو روایت با آیات مورد بحث به حال خود باقی است و موجب طرد آنها خواهد شد.
با توجه به نکات یاد شده، این نوع روایات، اشکالات دیگری نیز پیدا میکنند؛ زیرا در صورتی که بپذیریم نماز پیامبر قضا شده است، خطاب آن حضرت به همراهانش (نمتم بوادی الشیطان)
[١]. رسائل فقیهه، ص٣٢٢.
[٢]. علم امام، ص٧٠.