علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٣ - بررسی و تحلیل احادیث شیعه در باره قضا شدن نماز صبح پیامبر
قطعی کردهاند.[١]
نكات قابل تأمل در این احادیث
اکنون باید دید آیا این دو یا سه حدیثی که به نگاه رجالی دارای اعتبار و وثوقاند، میتوانند در مقابل شواهد و قراین دیگر؛ از جمله برخی از آیات و روایات دلالتشان مورد قبول باشد یا نه؟ به نظر میرسد که پذیرش دلالت این روایات به دلایلی که در پی میآید و احیاناً در لا به لای نوشتههای پیش به برخی از آنها اشاره شده، کاری مشکل و دشوار است:
١. تعلیلی که در حدیث صحیح سعید أعرج[٢] آمده که خواب ماندن حضرت رسول٦ را رحمت برای امت و به هدف جلوگیری از سرزنش کسانی که گاه نماز صبحشان قضا میشود، ذکر کرده، با آنچه که در روایت صحیح دیگری که در تهذیب الأحكام[٣] آمده و در آن، حضرت رسول٦ فرمودهاند: «نمتم بوادی الشیطان»، همخوانی ندارد؛ زیرا در حدیث سعید اعرج، خواب ماندن حضرت، رحمت الهی برای امت محسوب شده؛ در حالی که در حدیث دیگر، شیطان، عامل خواب ماندن معرفی شده است! همین ناهمخوانی نیز بین حدیث سعید اعرج و حدیثی که شهید در الذكری نقل کرده، وجود دارد؛ چون در این حدیث، حضرت رسول٦ بعد از بیدار شدن میفرماید: «قوموا فتحوّ لوا عن مکانکم الذی اصابکم فیه الغفلة»؛ یعنی بلند شوید و از جایی که در آن دچار غفلت شدهاید، نقل مکان کنید. واضح است که حضرت، کمال ناخرسندی و ناخشنودی خود را از این حالت پیش آمده ابراز میدارد؛ در حالی که در حدیث الكافی گویی آن حضرت اصلاً از جریان پیش آمده ناراحت نشدهاند!
٢. از روایتی که شیخ در التهذیب ذکر کرده که حضرت در آن فرمودند: «نمتم بوادی الشیطان» و نیز از آنچه که شهید در الذكری آورده، چنین فهمیده میشود، آن خوابی که بر حضرت مستولی شد، همانند خوابی است که از جانب شیطان بر بقیه مردم غلبه میکند؛ در حالی که چنین امری قطعاً نسبت به آن حضرت غیر ممکن و ممتنع است؛ چون این خود به معنای غلبه غفلت بر حضرت خواهد بود. در روایات آمده است: شب را شیطانی است که به او زهاد گویند و چون بنده برای نماز خواندن از خواب بیدار شود، به او گوید: هنوز ساعت تو فرا نرسیده؛ پس بار دیگر از خواب بیدار شده و باز میگوید: وقتت نرسیده و به همین صورت او را باز میدارد تا صبح طلوع میکند. آن گاه در گوش او ادرار کرده و به سرعت میرود و بر خود میبالد.[٤]
[١]. الحاشیة علی مدارک الأحکام، ج٣، ص٣٣٦.
[٢]. سوره نحل، آیه١٠٠.
[٣]. الحاشیة علی مدارک الأحکام، ج٣، ٤٠١.
[٤]. الحدائق الناضرة، ج٦، ص٢٧٣.