موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤ - منشأ حضور قلب و عدم حضور آن در عبات
الْمُؤْمِنُونَ^ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ [١]. كسى كه خشوع در نمازش نباشد، از اهل ايمان و فلاح نيست. و براى اهل تفكر و تدبّر اين دو آيه كفايت مىكند. واى به حال آن كس كه حق تعالى در حق او بفرمايد: واى بر او. چيزى را كه عظيم مطلق به اين عظمت و اهمّيت ذكر فرمايد، معلوم است چه وحشت و ظلمت و نقمتى در دنبال دارد.
وَعَنِ النَّبِىّ، صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَآلِهِ: «اعْبُدِ اللَّه كَانَّكَ تَراهُ، وَإنْ لَمْ تَكُنْ تَراهُ فَإنَّهُ يَراك» [٢]. و اين حديث شريف اشاره به دو مرتبه كامله از حضور قلب است: يكى حضور قلب در تجلّى ذاتى يا اسمائى؛ و ديگر، حضور قلب در تجلّى فعلى به يك مرتبه آن، كه عابد خود را در محضر ربوبيت حاضر ببيند؛ و البتّه در اين صورت ادب حضور و آداب مخاطبه با جناب ربوبى را فطرتاً به جا مىآورد.
وعنه صلّى اللَّه عليه وآله: «إنَّ مِنَ الصّلاةِ لَما يُقْبَلُ نِصْفُها وَثُلْثُها وَرُبْعُها وَخُمْسُها إلَى الْعُشْرِ؛ وَإنَّ مِنْها لَما تُلَفُّ، كَما يُلَفُّ الثَّوْبُ الْخَلِقُ، فَيُضْرَبُ بِها وَجْهُ صاحِبِها؛ وَأنّما لكَ مِنْ صَلاتِكَ إلّاما أقْبَلْتَ عَلَيْهِ بِقَلْبِك» [٣]؛ و به اين مضمون
[١] «همانا رستگار شدند مؤمنان؛ آنان كه در نمازشان خاشعاند». (المؤمنون (٢٣): ١ و ٢)
[٢] «آنچنان خدا را عبادت كن كه (گويى) او را مىبينى؛ پس اگر تو او را نمىبينى همانا اوتو را مىبيند». (مكارم الأخلاق، ج ٢، ص ٣٦٣، حديث ٢٦٦١؛ بحار الأنوار، ج ٧٤، ص ٧٤، حديث ٣)
[٣] «نمازى هست كه نصف آن پذيرفته مىشود و نمازى هست كه يك سوم يا يك چهارميا يك پنجم ... تا يك دهم آن قبول مىگردد. و نمازى است كه چون جامه كهنه درهم پيچيده شده بر چهره به جاى آورندهاش زده مىشود. و همانا از نمازت براى تو (نتيجهاى) نيست جز آن مقدار كه در آن اقبال و حضور قلب داشتهاى». (المصنّفات الأربعة، التنبيهات العليّه، ص ٢٢٨؛ بحار الأنوار، ج ٨١، ص ٢٦٠، حديث ٥٩)