موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٠ - وصل تفسيربسم اللَّه و بعض آداب تسميه
وَقَدَّسْنا فَقَدَّسَتِ المَلائِكَةُ وَلَوْلانا ما سَبَّحَتِ الْمَلائِكَة ...» [١] الى آخره.
پس چون سالكْ خود و إنّيت و أنانيت خود را يكسره تقديم ذات مقدس كرد و هر چه جز حق را محو و مَحق كرد، عنايت ازلى از مقام غيب احدى به فيض اقدس شامل او گردد و او را به خود آرد و صحو بعد المحو براى او دست دهد و ارجاع به مملكت خويش شود به وجود حقانى، و چون در كثرت واقع شود، از فراق و نفاق بيمناك شود و هدايت خود را، كه هدايت مطلقه است (چه كه ساير موجودات از اوراق و اغصان شجره مباركه انسان كامل است) به صراط مستقيم انسانيت- كه سير الى الاسم الجامع و رجوع به حضرت اسم اللَّه اعظم است- كه از حدّ افراط و تفريط كه «مغضوبٌ عليهم» و «ضالّين» است خارج است، طلب كند. و يا آنكه هدايت به مقام برزخيت را، كه مقام عدم غلبه وحدت بر كثرت و كثرت بر وحدت است و حد وسط بين احتجاب از وحدت به حجاب كثرت است، كه مرتبه «مغضوب عليهم» است، و احتجاب از كثرت به وحدت است، كه مقام «ضالّين» و متحيّرين در جلال كبرياست، طلب كند.
وصل: تفسيربسم اللَّه و بعض آداب تسميه
رُوي فِي التوحيدِ عَنِ الرّضا عَلَيْهِ السَّلامُ، حينَ سُئِلَ عَنْ تَفْسيرِ الْبسْملَةِ، قالَ:
«مَعْنى قَوْلِ الْقائِلِ «بِسْمِ اللَّه» أيْ اسِمُ عَلى نَفْسي سِمَةً مِنْ سِماتِ اللَّه وَهِيَ الْعِبادَة». قالَ الرّاوي فَقُلْتُ لَهُ: مَا السِّمَةُ؟ قالَ: «الْعَلامَة» [٢].
[١] «ما خدا را تسبيح گفتيم، پس ملائكه تسبيح گفتند؛ و ما خدا را تقديس كرديم، پس ملائكه تقديس كردند. و اگر ما نبوديم ملائكه تسبيح نمىگفتند». (بحار الأنوار، ج ٢٦، ص ٣٤٣، حديث ١٦)
[٢] «در كتاب توحيد از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه- وقتى از تفسيربسم اللَّه سؤال