موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٢ - وصل آخر حديث شريف مصباح الشريعة درباره آداب سلام و سرّ آن
وَبَراءَةٌ مِنْ عَذابِ الاخِرَةِ. وَالسَّلامُ اسْمٌ مِنْ أسْماءِ اللَّه تَعالى، أوْدَعَهُ خَلْقَهُ لِيَسْتَعْمِلوُا مَعْناهُ فىِ المُعامَلاتِ وَالأماناتِ وَالإضافاتِ، وَتَصْديقِ مُصاحَبَتِهِمْ فيما بَيْنَهُمْ وَصِحَّةِ مُعاشَرَتِهِمْ.
وَإذا أرَدْتَ أنْ تَضَعَ السَّلامَ مَوْضِعَهُ وَتُؤَدِّىَ مَعْناهُ فَاتَّقِ اللَّه، وَلْيَسْلَمْ مِنْكَ دينُكَ وَقَلْبُكَ وَعَقْلُكَ، وَلا تُدَنِّسْها بِظُلْمَةِ المَعاصي؛ وَلْتَسْلَمْ حَفَظَتُكَ، [أن] لا تُبْرِمَهُمْ وَلا تُمِلَّهُمْ وَتُوحِشَهُمْ مِنْكَ بِسُوءِ مُعامَلَتِكَ مَعَهُمْ، ثُمَّ صَديقُكَ ثُمَّ عَدُوُّكَ. فَإنَّ مَنْ لَمْ يَسْلَمْ مِنْهُ مَنْ هُوَ الأقْرَبُ إلَيْهِ فَالأَبْعَدُ أوْلى. وَمَنْ لا يَضَعُ السَّلامَ مَواضِعَهُ هذِهِ، فَلا سَلامَ وَلا تَسْليمَ [خ.
ل: سلم] وَكانَ كاذَباً في سَلامِهِ وَإنْ أفْشاهُ فِي الخَلْق ...» [١].
[١] «امام صادق عليه السلام فرمود: معناى سلام در پايان هر نماز، امان است؛ يعنى هركس امر خدا و سنت پيامبرش را با خشوع قلبى در مقابل خدا به جاى آورد، از بلاى دنيا در امان و از عذاب آخرت بركنار است. و «سلام» نامى از نامهاى خداوند تعالى است كه در ميان خلق خود به وديعت نهاده تا معنا و محتواى آن را در دادوستدها، امانتدارىها و در روابط با هم، و براى تأييد و تصديق همنشينىها و صحّت آميزش و معاشرتشان به كار برند. اگر خواستى «سلام» را جاى خود نهى و (حق) معناى آن را ادا كنى، بايد از خدا پروا كنىو دين، دل و عقلت از (گزند و آسيب) خودت در سلامت باشد و آنها را به تيرگى گناهان نيالايى؛ و بايد فرشتگان نگهبانت را سلامت بدارى، آنها را نيازارى و ملولشان نسازى و با بدرفتارى با ايشان آنان را از خود نترسانى؛ آنگاه دوستت و سپس دشمنت (بايد از جانب تو در سلامت باشند) كه هر كس نزديكترين كس به او از دست او در سلامت نباشد، به طريق اولى دورترين كس از او در سلامت نخواهد بود. و كسى كه سلام را در اين جايگاههايش ننهد، (او را) نه سلامى است و نه تسليمى. [نسخه: و نه سِلمى] و در سلام گفتنش دروغگو است هر چند بلند و آشكار در ميان مردم سلام بگويد». (مصباح الشريعة، ص ٩٥، الباب الثالث و الأربعون في الإسلام؛ شرح مصباح الشريعة، گيلاني، ص ١١٩، الباب الثامن عشر في الإسلام؛ رسائل الشهيد الثاني، أسرار الصلاة، ص ١٣٥؛ بحار الأنوار، ج ٨٢، ص ٣٠٧، حديث ١٢)