موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٥ - وصل در بيان مراقبت از وقت
ربوبيت است، از مهمّات نزد اهل مراقبه است؛ كه اهل مناجات و سلوك انتظار آن را مىكشيدند و خود و قلوب خود را مستعدّ براى دخول آن مىكردند، و با حال طهارت ظاهر و باطن از آن استقبال مىنمودند، و از اشتغالات ديگر يكسره كناره مىكردند، و قلب را به كلّى منقطع از غير و متوجّه به ميعادگاه حق مىكردند.
و از بعض زوجات رسول اكرم- صلى اللَّه عليه و آله- نقل شده كه «آن بزرگوار با ما مشغول صحبت بود و ما هم با او مكالمه مىكرديم، همين كه وقت نماز داخل مىشد گويى ما را نمىشناخت و ما او را نمىشناختيم و از هر چيز اشتغال خود را صرف مىكرد و به حق مشغول مىشد» [١].
و جناب مولى الموحّدين- عليه الصلاة و السلام- وقتى كه وقت نماز مىشد به خود مىپيچيد و متزلزل مىشد. از آن حضرت سؤال شد: «چه مىشود تو را يا اميرالمؤمنين؟» مىفرمود: «آمد وقت امانتى كه حق تعالى عرضه داشت بر آسمانها و زمين و آنها ابا كردند از حمل آن و برحذر شدند از آن» [٢].
و جناب على بن الحسين- عليهما السلام- وقتى مهيّاى براى وضو مىشد، رنگ مباركش زرد مىشد. سببْ سؤال شد. فرمود: «آيا نمىدانيد در حضور كى ايستادم؟» [٣].
[١] عوالي اللآلي، ج ١، ص ٣٢٤، حديث ٦١؛ المصنّفات الأربعة، التنبيهات العليّة، ص ٣٨.
[٢] عوالي اللآلي، ج ١، ص ٣٢٤، حديث ٦٢؛ مستدرك الوسائل، ج ٤، ص ٩٩، «كتاب الصلاة»، «أبواب أفعال الصلاة»، باب ٢، حديث ١٤.
[٣] بحار الأنوار، ج ٤٦، ص ٧٣، حديث ٦١.