موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠ - مقام تجلّيات اسمائى و مراتى كثيره آن
كند؛ پس قلب لذّت حضور را دريابد و عشق به حقّ به هم رساند و لذّت فيض حضورْ او را از عبادت غافل كند، پس از خود و عبادت محجوب شود و از عالم فانى گردد و به تجلّى فعلى مشغول شود؛
[مقام تجلّيات اسمائى و مراتى كثيره آن]
و اين حال كه در حدّ تمكين رسيد و از تلوين خارج شد، كمكم نمونه تجلّيات اسمائيه در قلب سالك بروز كند كه مرتبه ديگر از حضور قلب در معبود است- يعنى به مقام تجلّيات اسمائى- و از براى اين مقام، علاوه بر آنكه با مقامات در مراتب سابقه، به تفصيلى كه مذكور شد، شريك است، مراتب كثيره ديگر است كه از احصاء كلّيات آن- فضلًا از جزئياتش- طاقت بشرى عاجز است؛ و نمونه آن، آن است كه چون انسان مرآت اسم جامع و مربوب اسم اعظم است، جامع جميع تجلّيات اسمائيه، جمعاً و فرقاً، تواند بود. پس به طريق فرق، هزار اسم كلّىِ الهى را بر قلب او هزار تجلّى است؛ و جمعاً هر يك از اسماء مزدوجاً با اسم ديگر يا با دو اسم يا سه اسم تا آخر اسماء، و همينطور مراتب متصوّره تركيبات اسمائى در اين هزار اسم كلّى، به حسب هر تركيبى، تجلّىاى ممكن است واقع شود. و نيز قلب انسان، كه قابل اين تجلّيات است، خود مظهر جميع اسماء است، و به طريق كلّى مظهر هزار اسم است؛ و به اعتبار مظهريت هر يك، جمعاً و تفريقاً، و در مراتب جمع، به همان ترتيب كه ذكر شد، تجلّيات مختلف شود؛ و اين عدد را بايد گفت از حوصله احصا خارج است: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها [١]. و آن حديثى كه از حضرت اميرالمؤمنين منقول است كه فرمود: «رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- در وقت رحلت، به من هزار باب از علم مفتوح فرمود كه از هر بابى هزار باب مفتوح شد» [٢] شايد اشارهاى به فتح تجلّيات فرقى باشد.
[١] «اگر نعمتهاى خدا را بشماريد شمارش آن نتوانيد كرد». (النحل (١٦): ١٨)
[٢] الخصال، ص ٦٤٢، حديث ٢١ و ٢٣ و ٢٨؛ بحار الأنوار، ج ٢٢، ص ٤٦٣، حديث ١٤.