موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢ - منشأ حضور قلب و عدم حضور آن در عبات
صحبت شود، حضور قلب با مكالمه با او پيدا نمىكنيد و از حالات و اقوال او غافل مىشويد؛ و از اينجا معلوم مىشود كه سبب عدم حضور قلب ما در عبادات و غفلت از آن چيست.
اگر ما مناجات حق تعالى و ولىّ نعم خود را به قدر مكالمه با يك مخلوق عادى ضعيف اهمّيت دهيم، هرگز اينقدر غفلت و سهو و نسيان نمىكنيم. و پر معلوم است كه اين سهلانگارى و مسامحه، ناشى از ضعف ايمان به خداى تعالى و رسول و اخبار اهل بيت عصمت است؛ بلكه اين مساهله، ناشى از سهلانگارى محضر ربوبيت و مقام مقدّس حق است، ولىّ نعمتى كه ما را به لسان انبياء و اولياء، بلكه با قرآن مقدّس خود، به مناجات و حضور خود دعوت فرموده، و فتح ابواب مكالمه و مناجات با خود را به روى ما فرموده، با اين وصف ما به قدر مذاكره با يك بنده ضعيف، ادب حضور او را نگاه نداريم؛ بلكه هر وقت وارد نماز، كه باب الابواب محضر ربوبيت و حضور درگاه اوست، مىشويم، گويى وقت فرصتى به دست آورديم و مشغول افكار متشتّته و خواطر شيطانيه مىگرديم، كأنّه نماز كليد دكّان يا چرتكه حساب يا اوراق كتاب است.
اين را نبايد جز ضعف ايمان به او و ضعف يقين چيز ديگر محسوب داشت؛ و انسان اگر عواقب و معايب اين سهلانگارى را بداند و به قلب بفهماند، البته در صدد اصلاح برمىآيد و خود را معالجه مىكند.
انسان اگر امرى را با اهمّيت و عظمت تلقّى نكند، كمكم منجر به ترك آن مىشود؛ و ترك اعمال دينيّه به ترك دينْ انسان را مىرساند. و ما تفصيل اين امر را در شرح اربعين [١] نگاشتيم. چنانچه اگر انسان اهمّيت عبادات و مناسك الهيّه
[١] ر. ك: شرح چهل حديث (اربعين حديث)، امام خمينى، حديث ٢٧.