موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٢ - تفسير سوره حمد
«الْعُبُوديَّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُهَا الرُّبُوبِيَّة» [١]؛ پس خود را اسم اللَّه و علامة اللَّه و فانى فى اللَّه بيند و ساير موجودات را نيز چنين بيند. و اگر ولىّ كامل باشد، متحقّق به اسم مطلق شود و براى او تحقّق به عبوديت مطلقه دست دهد و «عبداللَّه» حقيقى شود.
و تواند بود كه تعبير به عبد در آيه شريفه سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ [٢] براى آن باشد كه عروج به معراج قرب و افق قدس و محفل انس به قدم عبوديت و فقر است و رفض غبار انّيت و خودى و استقلال است، و شهادت به رسالت، در تشهّد، بعد از شهادت به عبوديت است چه كه عبوديت مِرقاتِ رسالت است؛ و در نماز، كه معراج مؤمنين و مظهر معراج نبوّت است، شروع شود، پس از رفع حجب بهبسم اللَّه كه حقيقت عبوديت است: «فَسُبْحانَ الَّذي اسْرى بِنَبِيِّهِ بِمِرْقاةِ الْعُبُوديَّةِ الْمُطْلَقَة» [٣]، و او را به قدم عبوديتْ به افق احديّت جذب فرمود و از كشور مُلك و ملكوت و مملكت جبروت و لاهوت رهانيد؛ و ساير بندگان را كه مستظلّ به ظلّ آن نور پاكند به سمهاى از سمات اللَّه و مرقات تحقّق به اسم اللَّه، كه باطن آن عبوديت است، به معراج قرب رساند.
تفسير سوره حمد
و چون سالكْ دايره وجود را اسم اللَّه ديد، به قدر قدمِ سلوك تواند وارد در فاتحه كتاب اللَّه و مفتاح كنز اللَّه گردد؛ پس همه اثنيه و محامد را به حقّ- به مقام اسم جامع- ارجاع كند و براى موجودى از موجودات فضائل و فواضلى
[١] «بندگى خدا جوهرى است كه باطن و مغز آن ربوبيت است». (مصباح الشريعة، ص ٧)
[٢] «منزّه است آن كس كه بندهاش را سير داد». (الإسراء (١٧): ١)
[٣] «پس منزّه است آن كس كه پيامبرش را با نردبان عبوديّت مطلقه سير داد».