موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨ - عدم تأثير اعمال خيريه در نفس و روح بدون حضور قلب
تكرار اذكار و اعمال است، زيرا زبان كه ذكر الهى را تكرار كرد، كمكم زبان قلب هم باز مىشود و آن نيز متذكّر مىشود، چنانچه از تذكّر قلب، زبان نيز متذكّر مىشود.
[عدم تأثير اعمال خيريه در نفس و روح بدون حضور قلب]
و اين فايده حاصل نشود در عبادات و اين نتيجه گرفته نشود، مگر آنكه وقت عبادت و دعا و ذكْر قلب حاضر باشد، كه با غفلت و نسيان قلب، به هيچ وجه اعمال خيريه را در روح تأثيرى نيست؛ و از اين جهت مىبينيم كه از عبادات پنجاه سال، يا بيشتر، در قلب ما به هيچ وجه اثرى پيدا نشده، بلكه به ملكات فاسده ما هر روز افزوده شده؛ و اين صلات كه ناهى از فحشاء و منكر است، و معراج مؤمن و مقرّب متّقى است، ما را به جايى نرسانده و مقام صفايى براى ما از آن حاصل نيامده.
شيخ عارف كامل، شاه آبادى- روحى فداه- مىفرمود: «بايد انسان در وقت ذكر، مثل كسى باشد كه كلامْ دهن طفل مىگذارد و تلقين او مىكند، براى اينكه او را به زبان بياورد، و همينطور انسان بايد ذكر را تلقين قلب كند» و مادامى كه انسان با زبان ذكر مىگويد و مشغول تعليم قلب است، ظاهر به باطن مدد مىكند؛ همين كه زبانِ طفلِ قلب باز شد، از باطن به ظاهر مدد مىشود. چنانچه در تلقين طفل نيز چنين است: مادامى كه انسان كلام دهن او مىگذارد او را مدد مىكند؛ همين كه او آن كلام را به زبان اجرا كرد، نشاطى در انسان توليد مىشود كه خستگى سابق را برطرف مىكند. پس در اوّل، از معلّم به او مدد مىشود و در آخر، از او به معلّم كمك و مدد مىشود. انسان اگر مدّتى مواظبت كند در نماز و اذكار و ادعيه به اين ترتيب، البته نفس عادى مىشود، و اعمال عبادى هم مثل اعمال عادّيه مىشود كه در حضور قلب در آنها محتاج به رويّه نيست، بلكه مثل امور طبيعيه عاديه مىشود.