موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩ - مقامات نماز و تطابق آن با مقامات انسان
ولى مقبول درگاه و پسند خاطر نيست، و اگر از مرتبه ظاهر به باطن و از صورت به معنا پى برد، تا هر مرتبه كه متحقّق شد نماز او نيز حقيقت پيدا مىكند. بلكه بنابر آنكه قبلًا اشاره به آن شد كه نماز مَركب سلوك و براق سير الى اللَّه است، مطلب منعكس شود.
پس مادامى كه نماز انسان صورت نماز است و به مرتبه باطن و سرّ آن انسان متحقّق نشده، انسان نيز صورت انسان است و به حقيقت آن متحقّق نگرديده.
پس، ميزان در كمال انسانيت و حقيقت آن، عروج به معراج حقيقى و صعود به اوج كمال و وصول به باب اللَّه با مرقات نماز است.
پس بر مؤمنِ به حقّ و حقيقت و سالك الى اللَّه به قدمِ معرفت، لازم است خود را براى اين سفر معنوى و معراج ايمانى مهيّا كند و آنچه عِدّه و عُدّه و مؤونه و معونه لازم است همراه بردارد و عوائق و موانع سير و سفر را از خود دور كند و با جنود الهى و مصاحب و موافق، اين راه را طى كند كه از شيطان و جنود او، كه قُطّاع طريق راه وصولند، مصون و محفوظ ماند، و ما پس از اين، بيان مصاحبت و صاحب و بيان جنود الهى را مىكنيم در اسرار اذان و اقامه [١].
و محصّل مقصود ما از اين فصل آن است كه نماز، بلكه جميع عبادات، را غير از اين صورت و قشر و مجاز، باطن و لُبّ و حقيقتى است، و اين از طريق عقل معلوم است و از طريق نقل شواهد كثيره دارد، كه ذكر جميع آن از حوصله اين اوراق خارج است و ما به ذكر بعض از آن، اين اوراق را متبرّك مىكنيم:
از آن جمله، حديث مشهور «الصَّلاةُ مِعْراجُ الْمُؤْمِن» [٢] است كه از تفكّر و تدبّر
[١] ر. ك: صفحه ٩٣.
[٢] «نماز معراج مؤمن است». (الاعتقادات، علّامه مجلسى، ص ٣٩)