موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٦ - مفاد و اشارات اذكار تشهد و سلام
و در سجده به ارضْ اشاره به حال تحقيق و مقام تحقّق به جمع بين ظاهر و باطن و اول و آخر است- «لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ» [١]. و هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ [٢]. هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ [٣]. و به سجده بر ترابْ تمام شد دائره كمال انسانى. و تمكين اين مقامْ تمام كمال انسان كامل است، و آن حقيقت معراج به جميع اسماء و اعيان است؛ و سر صلات حقيقى بر قلوب اصحاب قلب اينجا ظاهر شود؛ و سرّ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ [٤] پديدار آيد. و له الشُّكْرُ فِى الْأوّلِ وَ الْآخِر.
فصل دوازدهم در سرّ تشهد و سلام است
[مفاد و اشارات اذكار تشهد و سلام]
بدان كه چنانچه سجده بر تراب رجوع به كثرت است بىاحتجاب از وحدت وضعاً و عملًا، تشهّد و سلام رجوع به آن است قولًا و تذكّراً. ولهذا در تشهّد اوّلًا شهادت به الوهيت و وحدانيت و نفى شريك در آن است، مشفوعاً به تحميد، و رجوع محامد مطلقاً به ذات مقدس اسم اعظم اللَّه؛ و پس از آن، توجه به مقام عبوديت ولىّ مطلق محمّد صلّى اللَّه عليه و آله، و مقام رسالت آن سرور است كه منطبق با تجلّيات ذاتيه و فعليه در مرآت كثرت است؛ و سلام بر آن سرور است؛
[١] «او را دلى (هشيار) است». (ق (٥٠): ٣٧)
[٢] «اوست كسى كه در آسمان خداست و در زمين خداست». (الزخرف (٤٣): ٨٤)
[٣] «اوست اولين و آخرين و پيدا و نهان». (الحديد (٥٧): ٣)
[٤] «هيچ جنبندهاى نيست جز آنكه ناصيهاش (زمام اختيارش) به دست خداست، به درستى كه پروردگار من بر راه راست است». (هود (١١): ٥٦)