موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٤ - وصل بيان حديثى شريف درباره ذكر سجود
إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ [١].
پس با حال پريشان و اضطراب و قلب افسرده و پژمان سر به خاك مذلّت، كه اصل خلقت ما است، نهيم، و ياد از نشئات ذلّ و مسكنت خود كنيم و با لسان حال از حق تعالى كه ولىّ نعم است، جبران نقائص را طلب كنيم و عرض كنيم:
بارالها، ما در حجابهاى ظلمانى عالم طبيعت و شركهاى بزرگ هواپرستى و خودخواهى واقعيم، و شيطان در رگ و پوست و خون ما تصرّف دارد و سر تا پاى ما در تحت سلطنت شيطان است، و ما از دست اين دشمن قوى جز به پناه به ذات مقدّس تو چارهاى نداريم، تو خود از ما دستگيرى كن و قلوب ما را به خود متوجّه فرما.
خداوندا، توجه ما به غير تو از روى استهزاء نيست؛ ما چه هستيم و كه هستيم كه در محضر قدس ملك الملوك على الاطلاق استكبار و استهزاء كنيم؛ ولى قصور ذاتى و نقص ما قلوب محجوب ما را از تو مصروف داشته؛ و اگر عصمت و پناه تو نباشد، ما در شقاوت خود تا ازل باقى هستيم و راه نجاتى نداريم. بارالها، ما چه هستيم؛ داود نبى- عليه السلام- عرض كرد كه «اگر عصمت تو نباشد، عصيان تو را خواهم كرد» [٢].
وصل: بيان حديثى شريف درباره ذكر سجود
در حديث است كه: «لَمّا نَزَلَ قَوْلُهُ سُبْحانَهُ: سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى [٣] قالَ رَسُولُ
[١] «كيست كه درمانده را زمانى كه او را بخواند اجابت مىكند». (النمل (٢٧): ٦٢)
[٢] ر. ك: الكافي، ج ٢، ص ٤٣٥، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب التوبة»، حديث ١١.
[٣] الأعلى (٨٧): ١.