موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩ - قطع شواغل داخليه (قلبيّه) كه سبب عمده يا تنها سببش حبّ دنيا است
فصل ششم بيان امورى كه انسان را در تحصيل حضور قلب اعانت مىكند
و آن در نماز، امورى چند است كه پس از اين در مواقع خود بعض از آن را ذكر مىكنيم؛ و اكنون به طريق كلّى براى مطلق عباداتْ ذكر علاجى مىكنيم؛
[قطع شواغل داخليه (قلبيّه) كه سبب عمده يا تنها سببش حبّ دنيا است]
و آن اين است كه انسان شواغل داخليه و خارجيه كه مهمتر از همه، شواغل قلبيه است، قطع كند؛ و شواغل قلبيه سبب عمده يا منحصرش، حبّ دنيا و همّ آن است. اگر انسان همّش تحصيل دنيا و مهمّش رسيدن به زخارف آن باشد، البته قلب فطرتاً متوجّه به آن مىشود و شغل شاغلش آن مىشود، و اگر از يكى از امور دنياوى منصرف شود، به ديگرى متوجّه مىشود.
و مَثَل قلب، مَثل طائرى است كه دائماً از شاخه به شاخهاى پرواز مىكند.
مادامى كه درختِ آرزوى دنيا و حبّ آن، در قلب برپاست، طائر قلب بر شاخههاى آن متعلّق است؛ و اگر به رياضات و مجاهدات و تفكّر در عواقب و معايب آن و تدبّر در آيات و اخبار و حالاتِ اولياى خدا قطع اين درخت را نمود، قلبْ ساكن و مطمئن مىشود و موفّق به كمالات نفسانيه- كه از آن جمله حصول حضورِ قلب به همه مراتب آن است- ممكن است بشود؛ و الّا به هر قدر كه موفّق شد در كم نمودن آن، موفّق به نتيجه مىشود.
و اگر كسى اندكى تأمّل كند در عواقب امر اهل دنيا و عشّاق آن، و مفاسدى كه از آنها بروز كرده، و ننگهايى كه از آنها به يادگار مانده كه صفحات تاريخ را سياه و ننگين نموده، كه تمام آن از حبّ جاه و مال و بالجمله حبّ دنيا بوده، و تفكّر كند در اخبار و آثارى كه از اهل بيت عصمت و طهارت در مذمّت حبّ دنيا