موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٢ - بيان بعض فقرات حديث
بيان بعض فقرات حديث
در اين حديث شريف نيز اشاراتى است به بعض آنچه در ركوع ذكر شد.
چنانچه «تزيين» عبد به «نور بهاء اللَّه» ممكن است اشاره به تحقق مقام اسماء و صفات به قدر حالات سالكين باشد؛ چه كه «بهىّ» از اسماء صفات است؛ چنانچه «اظلال» در «ظلال كبريا» افناى عبد است در تحت عظمت نور كبريايى؛ و «تكسّى» به «كسوه اصفياء» شايد اشاره به بقاى بعد از اين فنا باشد؛ چه كه اصطفاء به حسب حضرت فيض اللَّه اقدس است و از نِعم و عطيّات ابتدائيه
كبريايش درآورد و جامه برگزيدگانش بپوشاند. ركوع (مرحله) اول است و سجود (مرحله) دوم؛ هركس معنا و حقيقت اولى را به جاى آورد، شايستگى دومى را يافته است. در ركوع ادب (عبوديت) است و در سجود قرب (به معبود) است؛ و كسى كه به نيكى ادب نگزارد، قربت را نشايد. پس ركوع كن همانند ركوع كسى كه قلباً خاضع براى خداست و تحت سلطه او ذليل و بيمناك مىباشد؛ و چون راكعى كه از بيم و اندوه از دست دادن بهره راكعان (حقيقى) تن فرود آورد، اعضاى خود را فرود بياورد. و از ربيع بن خثيم حكايت شده است كه با يك ركوع شب را به صبح مىرساند و چون به صبح مىرسيد (صبح مىكرد) قامت راست مىكرد [نسخه: ناله مىكرد] و مىگفت:" آه، مخلصان پيشى گرفتند و ما از راه مانديم". و ركوع خود را كامل انجام ده به اينكه پشت خود را هموار كنى؛ و از اين (پندار) كه به (قدرت و) همت خود به خدمت او قيام كنى فرود آى (كه اين امكان ندارد) جز به يارى او. و قلب را از وسوسههاى شيطان و فريبها و نيرنگهايش فرارى ده كه خداوند تعالى بندگان خود را به ميزانى كه در برابر او كرنش كنند بلند مىكند؛ و آنان را به هر اندازه كه عظمتش بر باطنهايشان پرتو افكنده، به حقيقت فروتنى و كرنش (در برابر خود) هدايت مىفرمايد». (مصباح الشريعة، ص ٨٩، الباب الأربعين في الركوع؛ بحار الأنوار، ج ٨٢، ص ١٠٨، حديث ١٧)