موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٤ - ترغيب به حركت استكمالى و پيروى از علماء بزرگ معرفت و اخلاق
بالجمله، شواهد بيش از آن است كه بتوان در اين مختصرات گنجاند. و مقصود ما از اين تطويل، آن است كه برادران ايمانى خود را قدرى به معارف نزديك كنيم، و اين بدبينى را كه در آنها نسبت به علماء بزرگ اسلام توليد شده و آنها را رمى به تصوّف نمودند از قلوب آنها بزداييم. نه آنكه فقط براى تطهير دامن مقدّس آنها از اين الواث باشد، زيرا كه به توهين و تحقيرِ خلق، بندهاى پيش خدا خوار نمىشود اگر خودش پاك باشد، بلكه بر حسنات آنها افزوده مىشود و حظوظ دنيايى هرچه كمتر باشد، در آخرت خداى تعالى به فضل عميم خود ممكن است جبران كند؛ بلكه بيشتر نظر ما آن است كه جلب نظر خوانندگان را راجع به معارف الهيّه و تهذيب باطن، كه هر دو از مهمّات بلكه غايت بعثت انبياء و انزال كتب است، نماييم.
[ترغيب به حركت استكمالى و پيروى از علماء بزرگ معرفت و اخلاق]
اى عزيز، شيطان تو را وسوسه نكند و به آنچه دارى قانع ننمايد، قدرى حركت كن و از صورت بىمغز و قشر بىلبّ تجاوز نما و ذمائم اخلاق خود را و حالات نفسانيه خويش را تحت مطالعه و مداقّه قرار بده، و با كلمات ائمّه هدى- عليهم السلام- و كلمات بزرگان علماء انس بگير كه در آن بركاتى است. فرضاً كه از عرفا كسى را به بزرگى نمىشناسى، از علماء بزرگ معرفت و اخلاقْ، آنها را كه پيش همه علماء مسلّمند پيروى كن؛ مثل جناب عارف باللَّه و مجاهد فى سبيل اللَّه، مولانا سيّد بن طاووس رضىاللَّه عنه؛ و مثل مولانا، عارف باللَّه و سالك الى اللَّه، شيخ جليل بهايى قدّس سرّه؛ و شيخ ارباب معرفت، مولانا محمّد تقى مجلسى- رضوان اللَّه عليه-. و شيخ محدثين، فرزند بزرگوار او، مولانا مجلسى رحمه اللَّه. كتاب شرح فقيه مولانا مجلسى اول [١]، كه يكى از
[١] ملا محمد تقى فرزند مقصود على اصفهانى معروف به مجلسى اول يا مجلسى پدرمتوفى به سال ١٠٧٠ ق در اصفهان، از اكابر علماى شيعه عهد صفوى و از شاگردان شيخ بهايى و پدر ملا محمد باقر مجلسى، داراى تأليفات متعدد كه مهمترين آنها شرحى است موسوم به «روضة المتقين» كه بر كتاب «من لا يحضره الفقيه» به زبان عربى نگاشته و بعداً همان را به فارسى نگاشته بنام «لوامع صاحبقرانى».