موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢ - نهى از رد و انكار علماء نفس و اهل معرفت
همينطور حسب مراتب تقوا تا آخرين درجات آن.
[نهى از رد و انكار علماء نفس و اهل معرفت]
و از امور مهمّهاى كه تنبّه به آن لازم است و اخوان مؤمنين خصوصاً اهل علم- كثّر اللَّه امثالهم- بايد در نظر داشته باشند، آن است كه اگر كلامى از بعض علماء نفس و اهل معرفت ديدند يا شنيدند، به مجرّد آنكه به گوش آنها آشنا نيست يا مبنى بر اصطلاحى است كه آنها را از آن حظّى نيست، بدون حجت شرعيه رمى به فساد و بطلان نكنند و از اهل آن توهين و تحقير ننمايند؛ و گمان نكنند هركس اسم از مراتب نفس و مقامات اولياء و عرفا و تجلّيات حقّ و عشق و محبّت و امثال اينها كه در اصطلاحات اهل معرفت رايج است برد، صوفى است يا مروّج دعاوى صوفيه است يا بافنده از پيش خود است، و بر طبق آن برهانى عقلى يا حجّتى شرعى ندارد؛ به جان دوست قسم كه كلمات نوع آنها شرح بيانات قرآن و حديث است.
تفكّر كن در اين حديث شريف كه از حضرت صادق درباره قلب سليم وارد شده، ببين آيا غير از فناى ذاتى و ترك خودى و خوديت و انّيّت و انانيّت، كه در لسان اهل معرفت است، به چيز ديگر قابل حمل است؟
آيا مناجات شعبانيه را كه از حضرت امير و اولاد معصومين او- سلام اللَّه عليهم- وارد شده و مكرّر خواندى، تفكّر و تدبّر در فقرات آن كردى؟ كه غاية القصواى آمال عارفان و منتهاى آرزوى سالكان همين فقره شريفه از آن دعاى شريف است: «إلهي هَبْ لي كَمالَ الْانقِطاع إلَيْكَ، وَأَنِرْ أبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها إلَيْكَ حَتّى تَخْرِقَ أبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ إلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَتَصيرَ ارْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ» [١].
[١] «بارالها، بريدگى همه جانبه (از تعلّقات دنيوى) براى توجّه به خودت را ارزانيم فرما، و چشم دلهايمان را به فروغ نظر كردن به خودت روشن گردان تا ديدگان دل پردههاى نور را دريده به معدن عظمت و جلال برسد و جانهايمان به عزّ قدس تو تعلق يابند.» قسمتى از «مناجات شعبانيّه». (إقبال الأعمال، ص ١٩٩؛ بحار الأنوار، ج ٩١، ص ٩٩، حديث ١٣)