موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠ - دنياى مذموم در لسان اولياء
وارد شده، و مفاسدى كه در دين و دنيا بر آن مترتّب است، تصديق مىكند كه با هر قيمت هست و با هر فشار و رياضتى ميسور و ممكن باشد قطع اين فساد را از صفحه قلب بكند و اين ظلمت و كدورت را از فضاى دل بركنار كند، لازم است بكند؛ و اين با قدرى اقدام و همّت تا اندازهاى ممكن است. گرچه ترك مطلق از عهده هركس ساخته نيست، ولى كم كردن آن و شاخ و برگ آن را زدن، بسيار ممكن است بلكه مىتوان گفت سهل است؛ و البته اگر انسان همّ اكبرش دنيا نشد و وجهه قلب يكسره رو به زخارف دنيا نگرديد، ممكن است حالات خود و تفكّرات قلب را تقسيم كند و گاهى هم خالص كند قلب را براى عبادت؛ و شايد اگر در صدد برآمد و مدّتى از قلب مواظبت نمود و از خود دلدارى كرد، نتايج خوب بگيرد و كم كم به قطع اين ريشه فساد نائل شود.
[دنياى مذموم در لسان اولياء]
و بايد دانست كه دنياى مذموم در لسان اولياء همان علاقه و حبّ و توجّه به آن است؛ و الّا اصل عالم مُلك و مشهدِ شهادت- كه يكى از مشاهد جمال جميل حق است و مهد تربيت اولياء و عرفا و علماء باللَّه است، و دارالتكميل نفوس قدسيه بشريه و مزرع آخرت است- از اعزّ مشاهد و منازل است نزد اولياء و اهل معرفت.
چه بسا باشد كه كسى حظّى از دنياى خارجى نداشته باشد، و به واسطه حبّ و تعلّق قلبش به آن، از اهل دنيا باشد و ناسى حق و آخرت باشد؛ و ديگرى كه داراى ملك و سلطنت و جاه و مال است، چون سليمان بن داوود- عليهما السلام- اهل دنيا نباشد و رجل الهى و انسان لاهوتى باشد.
و معلوم است كه در اقبال دنيا و حصول آن، علاقه به آن مدخليت ندارد؛ چه بسا علاقهمندانِ دستتهى كه از دنيا جز فساد و نكبت آن را ندارند، و بىعلاقههاى داراى مُلك و حشمت كه جمع بين دنيا و آخرت نمودند و به