موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٦ - وصل در ذكر حديث شريف علل
الهى را چنانچه به هدايت آن بزرگواران مىكند، به تبعيت محض و تسليم صِرف از آنها كند، كه على- عليه السلام- صراط مستقيم [١] و نماز مؤمنين [٢] است و خضرِ طريق سلوك است: طى اين مرحله بىرهبرى خضر مكن [٣].
وصل: در ذكر حديث شريف علل
عَنِ الْعِلل بِاسْنادِه عَنْ أبي عَبْدِاللَّه عليه السلام في حَديثٍ طَويلٍ يَصِفُ صَلاةَ الْمِعْراجِ قالَ: «أنْزَلَ اللَّه الْعَزيزُ الْجَبّارُ عَلَيْهِ مَحْمِلًا مِنْ نُورٍ فيهِ أرْبَعُونَ نَوْعاً مِنْ أنْواعِ النُّورِ كانَتْ مُحْدِقَةً حَوْلَ الْعَرْشِ عَرْشُهُ تَبارَكَ وَتَعالى تَغْشى أبْصارَ النّاظِرينَ. أمّا واحِدٌ مِنْها فَاصْفَرُ فَمِنْ أجْلِ ذلِكَ اصْفَرَّتِ الصُّفْرَةُ، وَواحِدٌ مِنْها أحْمَرُ فَمِنْ أجْلِ ذلِكَ احْمَرَّتِ الْحُمْرَةُ». الى انْ قالَ:
«فَجَلَسَ فيهِ ثُمَّ عَرَجَ بِهِ إلى السَّماءِ الدُّنْيا فَنَفَرَتِ الْمَلائِكَةُ إلى أطْرافِ السَّماءِ ثُمَ خَرَّتْ سُجَّداًفَقالَتْ: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّنا وَرَبُّ المَلائِكَةِ وَالرُّوحِ، ما أشْبَهَ هذا النُّورُ بِنُورِ رَبِّنا؛ فَقالَ جِبْرَئيلُ: اللَّه أكْبَرُ، اللَّه أكْبَرُ، فَسَكَت المَلائِكَةُ وَفُتِحَتِ السَّماءُ وَاجْتَمَعَتِ الْمَلائِكَةُ؛ ثُمَّ جائَتْ وَسَلَّمَت عَلَى النَّبِىِ- صلَّى اللَّه عَلَيْهِ وآله- افْواجاً، ثُمَّ قالَتْ: يا مُحَمَّدُ كَيْفَ أخُوك؟
قالَ: بِخَيْرٍ. قالَتْ: فَإنْ أدْرَكْتَهُ فَاقْرَأْهُ مِنَّا السَّلامَ. فَقالَ النَّبيُّ، صَلَّىاللَّه عَلَيْهِ وَآلِهِ: أتَعْرِفُونَهُ؟
فَقالُوا: كَيْفَ لَمْ نَعْرِفْهُ وَقَدْ اخَذَ اللَّه- عَزّ وَجَلَّ- ميثاقَكَ وميثاقَهُ مِنّا ...» [٤] الحديث، پس،
[١] بحار الأنوار، ج ٣٥، ص ٣٦٣- ٣٧٥.
[٢] ر. ك: صفحه ٩٤.
[٣] در ديوان حافظ چنين آمده است:
«قطع اين مرحله بىهمرهى خضر مكنظلمات است بترس از خطر گمراهى»
(ديوان حافظ، ص ٦٣٩، غزل ٥٧٢)
[٤] «از كتاب علل الشرائع نقل شده است به سندى كه آورده از امام صادق عليه السلام در حديثىبلند كه در آن نماز معراج را وصف مىفرمايد؛ روايت كرده كه فرمود: خداوند عزيز جبّار بر پيامبر محملى از نور فرو فرستاد كه چهل نوع از انواع نور در آن بود كه گرداگرد عرش خداوند تبارك و تعالى را احاطه كرده بودند آن سان كه ديدگان بينندگان را خيره مىساختند. يكى از آن نورها نور زرد بود، و به اين جهت زردى زرد شد؛ و يكى از نورها سرخ بود، به اين سبب سرخى سرخ شد.» تا اينكه فرمود: «پس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر آن بنشست و سپس به آسمان دنيا عروج كرد؛ پس ملائكه به اطراف آسمان گريختند و سپس به سجده افتادند و گفتند:" منزّه و مقدّس است پروردگار ما و پروردگار ملائكه و روح؛ اين نور چه قدر به نور پروردگار ما شبيه است!" پس جبرئيل گفت: «اللَّه اكبر اللَّه اكبر». پس ملائكه ساكت شدند و آسمان گشوده شد و ملائكه مجتمع گشته؛ سپس آمدند و گروه گروه بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سلام كردند و سپس گفتند:" اى محمد، برادرت چگونه است؟" فرمود:" خوب است". گفتند:" چون او را ديدى از جانب ما سلامش برسان". پس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:" آيا او را مىشناسيد؟" گفتند:" چگونه نشناسيمش در حالى كه خداوند- عزّ وجلّ- براى تو و او از ما پيمان گرفته است"». حديث ادامه دارد.