اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥ - درس اوّل انس با روايات
اميرالمؤمنين (ع) بدون نياز به مطالعه قبلى و بحث و كتابت و ... اوصاف متقين را به آن كيفيت زيبا بيان مىكنند به گونهاى كه همام با شنيدن اين معارف، صيحهاى زده و نقش بر زمين مىشود. وقتى حضرت وضعيت او را مىبينند، مىفرمايند:
«به خدا قسم! از همين مىترسيدم؛ پندهاى رسا با كسانى كه شنواى آن بوده و اهل موعظه و نصيحت هستند چنين مىكند». [١] يا در عهدنامه جناب مالك اشتر (ره) [٢]؛ كه در حقيقت دستور العمل حكومت واقعى اسلام است؛ اميرالمؤمنين (ع) ابعاد قضيه را هم متعرّض و متذكر شده اند؛ به طورى- كه با ملاحظه دقيق، مىبينيد اگر صدها نفر از متخصّصانى- كه هركدام در يك جهت تخصّص داشته باشند- دست به دست هم دهند، توان تدوين چنين مجموعه و دستورالعملى را براى اداره امور حكومت ندارند؛ [٣] بنابراين حكومتِ اسلامى واقعى آن است كه در محدوده فرمايش ايشان باشد و سر سوزنى كم و زياد در آن وجود نداشته باشد. [٤]
[١]. قَالَ: فَصَعِقَ هَمَّامٌ صَعْقَهً كَانَتْ نَفْسُهُ فِيهَا فقال اميرالمومنين (ع): أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ كُنْتُ أَخَافُهَا عَلَيْهِ وَ أَمَرَ بِهِ فَجُهِّزَ وَ صَلَّى عَلَيْهِ وَ قَالَ: هَكَذَا تَصْنَعُ الْمَوَاعِظُ الْبَالِغَهُ.
[٢]. تحف العقول: ص ١٢٦.
[٣]. جهت مطالعه شرح اين نامه عظيمالقدر به كتاب آيين كشوردارى، تاليف آيتالله العظمى فاضل لنكرانى مراجعه شود.
[٤]. فقال على بن محمد الهادى ٨: ... هَلَكَ مَنْ عَادَاكُمْ وَ خَابَ مَنْ جَحَدَكُمْ وَ ضَلَّ مَنْ فَارَقَكُمْ وَ فَازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ وَ سَلِمَ مَنْ صَدَّقَكُمْ وَ هُدِى مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ وَ ... وَ الْبَابُ الْمُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَأْتِكُمْ هَلَكَ إِلَى اللَّهِ تَدْعُونَ وَ عَلَيْهِ تَدُلُّونَ وَ بِهِ تُؤْمِنُونَ وَ لَهُ تُسَلِّمُونَ وَ بِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ وَ إِلَى سَبِيلِهِ تُرْشِدُونَ وَ بِقَوْلِهِ تَحْكُمُونَ سَعِدَ وَ اللَّهِ مَنْ وَالاكُمْ ... بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا وَ بِمُوَالاتِكُمْ تَمَّتِ الْكَلِمَهُ وَ عَظُمَتِ النِّعْمَهُ وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَهُ ... فَالرَّاغِبُ عَنْكُمْ مَارِقٌ وَ اللَّازِمُ لَكُمْ لَاحِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ فِى حَقِّكُمْ زَاهِقٌ وَ الْحَقُّ مَعَكُمْ وَ فِيكُمْ وَ مِنْكُمْ وَ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ أَهْلُهُ وَ مَعْدِنُه .... كسى كه با شما دشمنى كند هلاك مىشود و آن كس كه شما را انكار كند نوميد شده و هر كه از سوى شما روى برتابد گمراه شده است؛ ولى كسى كه به شما تمسك جست پيروز و سعادتمند است و آن كه به شما پناه آورد ايمن است و كسى كه شما را تصديق كند از آفتها سالم مىماند و آن كس كه به شما بپيوندد و ملازم شما گردد هدايت مىشود ... و همان باب و درى هستيد كه مردم در ورود به آن آزمايش مىشوند. هر كس به سوى شما آمد نجات يافت و هر كس كه به سوى شما نيامد هلاك شد و هر كس شما را انكار كرد نا اميد شد، و هر كس از شما جدا شد گمراه شد و هر كس به شما تمسّك جست رستگار شد و هر كس به شما پناه برد ايمن شد و هر كس شما را تصديق كرد سالم ماند و هر كس دست به دامن شما زد، هدايت يافت ... سخنتان نور و امرتان هدايت و سفارشتان تقوا و فعلتان خير، و عادتتان احسان و خوى شما كرَم، و شأنتان حقّ و صدق و رفق، و قولتان حكم و حتم، و رأى شما علم و حلم و حزم است. اگر سخن خير به ميان آيد، شما سرآغاز، اصل، فرع، گنجينه، جايگاه و منتهاى آن هستيد. و امر او به سوى شما تفويض شده است ... پس كسى كه از شما روى برتابد از دين خارج مىشود، و كسى كه ملازم شما گردد به شما مىپيوندد و كسى كه در حقّ شما تقصير روا دارد به مهلكه مىافتد و حقّ با شما و در خاندان شما و از جانب شما، و بازگردنده به سوى شما است و شما اهل آن و كنجينه آن هستيد .... (فرازهايى از زيارت جامعه كبيره)