اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤ - درس اوّل انس با روايات
مىماندم تا چنين شرمسار نمىشدم؛ ولى گريزى نيست؛ حقايق در لسان ائمههدى: بدون هيچ پرده و حجابى مطرح شده و بايد هم چنين باشد.
زعماى تشيع، به اين دليل كه با كسى خورده حسابى نداشتند، نه بىجهت به كسى عنايت داشتند و نه بغض كسى را در دل مىپروراندند، هيچ گاه در بيان حقايق، مبهم گويى نمىكردهاند. هدفشان هدايت جامعه و ارشاد تودههاى مردم بوده است.
حداقل ثمره اين ارتباط آن است كه با دقت و تأمل در روايات و استفاده مطالب و كسب معارف- كه در برخورد اوليه حاصل نمىشود- احساس نشاط و سرور عجيبى به انسان دست مىدهد.
اين روايات به منزله اقيانوسى است كه:
«فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ»؛ [١]
آنچه دلها مىخواهد و چشمها از آن لذّت مىبرد در آن موجود است.
وقتى در روايات دقت كنيم، مقبول قلب و عقل واقع مىشود؛ گويى اين مطالب در فطرت انسان و در باطنِ عقل سليمِ او بوده و اين بزرگواران از آنها پرده برداشتهاند. [٢] مثلًا در نهجالبلاغه مىخوانيم وقتى همام با اصرار از اميرالمؤمنين (ع) تقاضا مىكند كه: «تقواپيشگان را براى من توصيف كنيد»، [٣] حضرت ابتدا از توصيف خوددارى مىكنند [٤]؛ چراكه عاقبت كار را مىديدند؛ اما بعد از آن كه همام اصرار مىكند،
[١]. زخرف، آيه ٧١.
[٢]. عَنِ الْهَرَوِى قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِى بْنَ مُوسَى الرِّضَاه ٨ يَقُولُ: ... فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا .... (بحار الأنوار، ج ٢، باب ٩، ص ٢٦) از عبدالسّلام بن صالح ابوالصّلت هروى نقل شده كه: از حضرت ابو الحسن على بن موسى الرّضا ٨ شنيدم كه فرمود: ... اگر مردم، نيكويى و محاسن سخنان ما را بدانند قطعاً از ما پيروى (و طبق آن عمل) مىكنند.
[٣] .... يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! صِفْ لِى الْمُتَّقِينَ حَتَّى كَأَنِّى أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ؛ (نهج البلاغه، خ ١٩٣، ص ٣٠٣) اى اميرمؤمنان! پرهيزكاران را براى من آنچنان توصيف كن كه گويى آنان را با چشم مىنگرم.
[٤]. فَتَثَاقَلَ (ع) عَنْ جَوَابِه ثُمَّ قَالَ يَاهَمَّامُ! اتَّقِ اللَّهَ وَأَحْسِنْ فَإِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ. فَلَمْ يَقْنَعْ هَمَّامٌ بِهَذَاالْقَوْلِ حَتَّى عَزَمَ عَلَيْهِ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِى عليه وآله السلام ثُمَّ قَال: ...، سپس فرمود: «اى همّام! از عذاب خداوند بترس و نيكوكار باش كه خداوند با پرهيزكاران و نيكوكاران است» امّا همّام دستبردار نبود و اصرار ورزيد تا آنكه امام (ع) تصميم گرفت صفات پرهيزكاران را بيان فرمايد. پس خداوند را سپاس و ثنا گفت و بر پيامبرش درود فرستاد، و فرمود: ...