اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٥ - درس بيست و دوم ماه رجب و امور معنوى
شما ديده و شنيدهايد كه صهيونيست چه شكنجههايى را بر مردم بيچاره و
مسلمان فلسطين اعمال مىكند كه تاريخ كمتر نظيرش را ديده است و فلسطينيان هم مبارزه كرده، از خودشان مقاومت نشان مىدهند.
بحمدالله تعالى به بركت انقلاب اسلامى، توفيقات بزرگى نسبت به مسائل اساسى اسلام بهدست آوردهايم و خداوند متعال پيروزىهاى چشمگيرى نصيب ما كرده است؛ كه اميددارم با عنايت الهى اين توفيقات، تكامل پيدا كند و به حدّ كافى و لازم برسد.
امّا برخى افراد به خاطر اين پيروزىها مغرور شدهاند و مىگويند: نظام ما كه نظام اسلام است، ديگر ضرورتى ندارد به مستحبات بپردازيم!
اين طرز فكر باعث شده است مقدارى از مسائل فرعى اسلامى- كه اهميت زيادى نيز دارد- [١] فاصله بگيريم. و شايد بتوان گفت كه متأسفانه خانوادهها از امور
[١]. قال الصادق (ع): داوم على تخليص المفروضات (المفترضات) و السنن، فإنهما الاصل، فمن أصابهما و أداهما بحقهما فقد أصاب الكل. (مصباحالشريعه، ص ١١١) پيوسته براى بجا آوردن واجبات و وظايف دينى و مستحبات آن اهتمام كرده وكاملا مراقبت نما كه عبادات تو صحيح و خالص و بىعيب باشد ومتوجه باش كه پايه بندگى و اساس سلوك به سوى خداوند همان انجام وظايف واجب و مستحب دينى است و اگر كسى بتواند آنگونه كه بايد و شايد اين وظايف و سنن را به جا آورد؛ البته به حقيقت بندگى و به تمام وظايف و آداب عبوديت عمل كرده است.
- عَنْ أَبِىعَبْدِاللَّهِ الصَّادِقِ (ع) قَالَ: كَانَ فِيمَا وَعَظَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِهِ عِيسَى بْنَ مَرْيَمَ ٧ أَنْ قَالَ لَه يَا عِيسَى ... وَ اجْعَلْ ذِكْرِى لِمَعَادِكَ وَ تَقَرَّبْ إِلَى بِالنَّوَافِلِ. (أمالى الصدوق، المجلس الثامن و السبعون، ص ٥١٤) خداوند در پندهاى خود به عيسى بن مريم ٨ مىفرمايد: اى عيسى! ... يادم را ذخيره معادت كن و با نوافل به من تقرب بجوى.
- قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ (ع) قَالَ: إِنَّ الْقَلْبَ يَحْيَا وَ يَمُوتُ فَإِذَا حَيِى فَأَدِّبْهُ بِالتَّطَوُّع. (بحارالأنوار، ج ٧٥، باب ٢٣، ص ١٩٠) دل مىميرد و زنده مىشود، وقتى زنده است آن را با عبادتهاى مستحب تأديب كن.
- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): قَالَ اللَّهُ: مَا تَحَبَّبَ إِلَى عَبْدِى بِشَىْءٍ أَحَبَّ إِلَى مِمَّا افْتَرَضْتُهُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَحَبَّبُ إِلَى بِالنَّافِلَهِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِى يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِى يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِى يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِى يَبْطِشُ بِهَا وَ رِجْلَهُ الَّتِى يَمْشِى بِهَا إِذَا دَعَانِى أَجَبْتُهُ وَ إِذَا سَأَلَنِى أَعْطَيْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ فِى شَىْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِى فِى مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَنَا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ. (بحارالأنوار، ج ٦٧، باب ٤٣، ص ١٣) رسول خدا (ص) فرمود: خداوند متعال مىفرمايد: بندگان مىتوانند با انجام واجبات، خود را نزد من محبوب كنند و هر كس واجبات را انجام دهد نزد من از همگان محبوبتر است. بنده من مىخواهد با انجام مستحبات خود را نزد من محبوب كند و هر گاه من او را محبوب خود قرار دهم در اين هنگام گوش او خواهم شد كه با آن مىشنود و ديدگان او مىشوم كه با آن خواهد ديد و زبان او خواهم شد كه با آن سخن خواهد گفت. من دست او خواهم شد كه با آن هر چيزى را برمىدارد و پاهايش مىشوم كه به هر جا مىرود هر گاه مرا بخواند اجابت مىكنم و اگر از من چيزى بخواهد عطا مىكنم و در قبض روح مؤمن همواره مردد هستم، او از مرگ كراهت دارد و من هم نمىخواهم او ناراحت گردد.