اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٩ - درس هشتم رابطه خشيّت و علم
شما بايد در معناى اين روايت مقدارى دقت كنيد؛ از اين آيه، ملازمه ميان علم
و خشيت به خوبى استفاده مىشود.
بعضى سؤال مىكنند: ميان علوم حوزوى و علوم ديگر چه فرقى از نظر علمى وجود داردكه حوزويان و فقها بهخاطر علمشان، خود را به خداوند متعال نزديك دانسته، و علوم ديگر را پايين تصور مىكنند؟!
آيا ديگران از خداى متعال دور هستند؟!
خير، مسأله اين طور نيست! ما نمىگوييم مقام علوم ديگرى كه آيه شريفه بر آنها دلالت نمىكند پايين است. اين اهانتى به مقام علوم ديگر نيست. مسأله اين است كه برخى از علوم با خشيت خداوند رابطه مستقيم دارند؛ بنابراين خداوند متعال و كسانى كه قولشان براى ما مستند است براى اين علوم ويژگى قائل شدهاند. ما بر اين مطلب تكيه مىكنيم، حال جنبههاى ديگر مسأله را كنار بگذاريم.
واقعيت اين است كه برخى از عناوين به قدرى بين ما متداول و استعمال شده است كه ارزشِ واقعى خودش را از دست داده و ما با ديد سطحى به آن مىنگريم.
در رابطه با اين فقه و رساله اى كه مجتهد در اختيار مردم مىگذارد يك بررسى اجمالى بكنيد. فرض كنيد در يك رساله، حدود هفتصد مسأله وجود دارد. ديگران كه به عمق مسائل فقهى و واقعيتِ علم فقه واقف نيستند تصور مىكنند كه رساله عمليّه مانند كتابهاى ديگرى است كه ظرف يكى- دو سال آماده و در اختيار مردم قرار مىگيرد. شما كه با فقه آشنايى داريد گاهى مىبينيد يك مسأله دو سطر بيشتر نيست؛ امّا همين دو سطر، ده جلسه بحث مىطلبد- آن هم به صورتى كه استاد و شاگرد، يكى- دو ساعت قبل و بعد از هر جلسه مطالعه داشته باشند- تا انسان به واقعيت پى برده و ريشه و مستند فتوايى را كه مثلًا امام بزرگوار فرمودهاند اصطياد كند. و پس از آن تأمل و بحث كند كه: آيا اين فتوا قابل مناقشه است يا خير.
اين مطلب ما را به واقعيتى هدايت مىكند كه آن را يك وقت در جلسه وحدت حوزه و دانشگاه گفتم؛ چند سال پيش به مناسبت ايّام «وحدت حوزه و دانشگاه» جمع زيادى از دانشجويان سراسر كشور همراه اساتيدشان به مدرسه فيضيه آمده بودند- و از نظر كيفى و كمّى مجلس بسيار جالبى بود- افرادى از حوزه و