اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٣ - درس بيست و ششم انگيزه هاى تعلّم
خودسازىاش تمام شده و اينك در مقام ساختن ديگران است. ظاهر روحانى و راه و بيان او اين چنين شهادت مىدهند. اگر واقعيت غير از اين باشد؛ اين همان نفاق و مغايرتِ ظاهر با باطن است.
فراز بعدى روايت اين است كه:
«ومن تعلّم العلم للمناظره مات فاسقاً».
حضرت از كسى كه علم را صرفاً براى مناظره [١] و كوبيدن ديگران ياد بگيرد و قصدش اين باشد كه در بحثِ با ديگرى او را محكوم كند و خداى ناكرده در مقابل ديگران حيثيت و آبرويى براى او باقى نگذارد، فاسق مىميرد؛ چراكه هدف چنين شخصى، از بين بردنِ حيثيت ديگران و محكوم كردن يك مسلمان در انظار ديگران است و چه فسقى از اين بالاتر كه انسان در صددِ مخدوش و لكه دار كردن حيثيت و آبروى ديگران باشد.
يك غيبتِ كوچك- با اين كه واقعيت هم دارد- به دليل اينكه به حيثيت و آبروى شخصِ غيبت شونده لطمه زده، موجب فسق مىشود. اين همه روايات كه در مذمّت غيبت وارد شده و آيه شريفه قرآن [٢]- كه تشبيه بسيار مهمّى هم كرده- در حالى است كه آن مطلب واقعيت داشته و آن صفتى كه ذكر مىشود در شخص غيبت شونده وجود دارد.
حال؛ انسان علم را ياد بگيرد تا در حضورِ عدهاى آن رفيقِ بيچارهاش را از صحنه بيرون كند و با مناظره و مباحثه ثابت كند كه او بىسواد است، درست درس نخوانده و عمرش را به بطالت گذرانده بهطورى كه ديگر حيثيتى براى او باقى نماند- حتى اگر هم واقعيت داشته باشد- موجب فسق است و فرمايش حضرت:
«و مات فاسقا
» در اينجا محقق مىشود.
[١]. معناى مناظره در اين روايت كوبيدن ديگران است. (اين حاشيه از متن بيانات آيت الله العظمى فاضل لنكرانى مىباشد.)
[٢]. (وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيمٌ). (حجرات، آيه ١٢) و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ [به يقين] همه شما از اين امر كراهت داريد؛ تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبهپذير و مهربان است.