اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٣ - درس بيستم زهد و ترس از شبيخون
در تحفالعقول روايتى از حضرت سجاد (ع) در باره زهد نقل شده است كه حضرت مىفرمايد: اگر كسى در رابطه با مسائل دنيا، از شبيخون قدرتهاى حاكم غير اسلامى يا قدرتهاى جائر، همواره بيمناك باشد اين حالت بيم و هراس او را در چه شرايطى قرارمى دهد؟! آيا خواب به چشم چنين انسانى مىآيد؟! و آيا مىتواند به استراحت بپردازد؟! آيا مىتواند از غذاها و آشاميدنىها به اندازه كافى با ميل و رغبت استفاده كند؟ يا اينكه همواره پريشان بوده و فكرش آشفته است؟!
گاه پيش مىآيد كه انسان مشغول غذا خوردن است اما فكرش صد در صد مشغول جاى ديگر است و اصلًا متوجه نيست كه چه مىكند! اگرچه طبق عادت دست به طرف سفره دراز كرده، لقمهاى برمىدارد و در دهان گذاشته و مشغول جويدن مىشود، اما همه اين كارها با اراده هاى ارتكازى تحقق پيدا مىكند بدون اينكه توجّهى به آن داشته باشد. كسى كه در حالت خوف از شبيخون دشمن باشد واقعاً چنين حالتى دارد.
من به ياد دارم كه در همين شهر قم، در ايامى كه مبارزه شدت پيدا كرده بود، من و دوستانم همه در خوف و مخاطره بوديم، من به ياد ندارم كه در آن ايام، شبى را تا صبح بدون اضطراب خوابيده باشم، براى اينكه هر لحظه احتمال مىداديم مأمورين ساواك از ديوار منزل بالا آمده و ما را دستگير كنند، حتّى اگر صداى مختصرى را مىشنيديم، تصور مىكرديم مأموران وارد منزل شدهاند و براى دستگيرى من يا امثال من آماده هستند.
حضرت سجاد (ع) مىفرمايد: كسى كه در خوف از شبيخون قدرت جائر، چنين حالتى دارد، چرا از شبيخون خداوند متعال خوف و وحشت ندارد؟! شبيخونِ دشمن، راه فرار و مبارزه دارد و احتمال عدم موفقيت دشمن در آن داده مىشود. ممكن است وقتى مىخواهد از پشت بام پايين بيايد، بيفتد و پايش بشكند؛ اما شبيخون الهى كه راه فرار ندارد، اگر خداوند مأمور خود «عزرائيل» را براى قبض