اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٩ - درس شانزدهم مراقبت و غنيمت شمردن عمر
درس شانزدهم [١] مراقبت و غنيمت شمردن عمر
قِيلَ لَأبىالحسن الرضا (ع):
كَيْفَ أَصْبَحْتَ؟ فَقَالَ (ع): «أَصْبَحْتُ بِأَجَلٍ مَنْقُوصٍ وَ عَمَلٍ مَحْفُوظٍ وَ الْمَوْتُ فِى رِقَابِنَا وَ النَّارُ مِنْ وَرَائِنَا وَ لَانَدْرِى مَا يُفْعَلُ بِنَا؟». [٢]
اگرچه سلسله سند اين روايت مشخص نيست، ولى كلمات ائمه معصومين:
- خصوصاً در اين نوع مطالب حكيمانه اخلاقى و اجتماعى- خود گواه بر خودشان هستند.
به حضرت رضا (ع) گفته شد: شما چگونه شب را به صبح آورديد؟ حالِ شما هنگام ورود به روز جديد چطور است؟ ايشان در جواب فرمود: در حالى صبح كردم كه عمرم كوتاه شده، عملم ضبط شده، مرگ چون طوقى به گردنمان افتاده، آتش را پشت سر داريم و نمىدانيم با ما چه مىكنند.
رسول گرامى اسلام ٦ مشابه اين سؤال را از جوانى [٣] مى پرسند، او در پاسخ، معارف بسيار بالايى را مطرح مىكند: «
أَصْبَحْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مُوقِناً
»؛ روز را آغاز كردم در حالى كه همه چيز براى من روشن است و به همه چيز يقين دارم،
[١]. اين درس در جلسه «چهارصد و هفتاد و سوم» و «هفتصد و پانزدهم» درس خارج اصول معظمله ايراد گرديده است.
[٢]. تحف العقول، ص ٤٤٢.
[٣]. نام آن جوان حارثه بن مالك و بنا بر قول اهل سنت زيد بن حارثه بوده است.