پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٠ - ١٨- چگونه تعدّد آفريدگار مايه فساد در آفرينش است؟
كه از نظر شكل و قيافه و رنگ و اندازه قامت آهنگ صدا و ... مانند يكديگر باشند باز از جهاتى-/ لااقل لحظه تولّد و مكان و مادّه سازنده بدون روح و ...- با هم فرق خواهند داشت.
نتيجه چنين فرضى «تركيب» است. تركيب از «جهت اشتراك» ولو اشتراك در اصل هستى و وجود، و از «جهت اختلاف» كه موجب تعدّد و دو گانگى آنان مىباشد و چون براهين فلسفى ثابت كرده است كه خداوند بايد بسيط باشد در اين صورت چنين فرضى (دو خداوند همانند يكديگر) باطل خواهد بود.
از اين جهت ناچاريم بحث را روى دو خداى متباين در تمام هستى متمركز كنيم؛ دو خدايى كه هيچ نوع جهت وحدت اشتراكى در ميان آنان نباشد و از نظر ذات و هستى، كاملًا با يكديگر مخالف و مباين شمرده شوند.
ناگفته پيداست آثار و افعال دو موجود مباين بايد مانند ذات خود آنها مباين و مخالف شود، زيرا تصوّر ندارد كه دو موجود متباين كه كوچكترين نقطه اشتراك و وحدتى در ميان آنها موجود نباشد، در عين حال از نظر فعل و اثر يكسان و يكنواخت گردند. هرگاه دو خداوند اينچنين بر عالم آفرينش حكومت كنند، تدبير هر كدام مباين و مخالف ديگرى خواهد بود و نتيجه حكومت و تدبير مختلف بر زمين و آسمانها، به هم خوردن نظم و از هم گسستن روابط و بروز اختلاف در دستگاه آفرينش و از بين رفتن هماهنگى از نظر اداره خواهد بود.
در صورتى كه ما در جهان خلقت خلاف آن را مشاهده مىكنيم؛ زيرا مىبينيم اگر جاندار آفريده است، تمام جهان را آنچنان با او هماهنگ ساخته و هستى او را با هستى ديگران آنچنان پيوند داده، تو گويى كه همه جهان هستى براى خدمت و كمك به او آفريده شده است و اين نوع هماهنگى حاكى از آن است كه اراده واحدى بر جهان حكومت مىكند. به اين طرز استدلال در سوره مؤمنون، آيه ٩١ نيز اشاره شده است.