پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٩ - ٢٦- خوف از خدا يعنى چه؟
بترسد و هر كجا ترس از خدا مطرح است، مقصود همين است و بس.
اميرمؤمنان در يكى از سخنان خود به اين حقيقت اشاره مىكند و مىفرمايد: «وَلا يَخافَنَّ الّا ذَنْبَهُ»؛ شايسته است هر فردى فقط از عمل ناشايست خود بترسد». [١] ممكن است سؤال شود كه هر گاه مقصود از جمله «ترس از خدا» ترس از گناه و اعمال ناشايست است، پس چرا اوليا و پيشوايان معصوم با اينكه در برابر گناه معصوم بوده و هرگز گناهى از آنان سر نمىزده، بيش از همه از خدا مىترسيدند؟
پاسخ اين سؤال چندان پيچيده نيست؛ زيرا بيم آنان از يك رشته «ترك اولى» بود كه به هيچوجه گناه محسوب نمىشود؛ ولى انتظار از آنان اين است كه آنهارا نيز انجام ندهند. انتظاراتى كه از آنان هست از ديگران نيست؛ چه بسا ممكن است عملى براى نوع افراد مباح و مشروع و حتّى عبادت شمرده شود، ولى همان عمل براى كسانى كه در سطح عالى قرار دارند نسبت به موقعيّت و مقامى كه به دست آوردهاند، لغزش محسوب گردد!
[١]. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٨٢.