پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦ - ١٤- معناى قضا و قدر چيست؟
مىپندارند كه بر روى اراده انسان اثر مستقيم دارد، گاهى به صورت يك عامل مثبت جلوه مىكند و انسان را از طريق جبر و اكراه، برانجام عملى وادار مىنمايد و گاهى جنبه نفى دارد و بشر را خواه و ناخواه، از انجام كارى باز مىدارد.
تقدير به اين معنا-/ در افعال اختيارى بشر-/ افسانهاى بيش نيست، بلكه حقيقت تقدير را بايد در محيط زندگى جستجو كرد و هرگز نبايد براى آن واقع و سازندهاى جز انسان و اراده او، چيزى تصوّر نمود.
براى گروهى كه ذهن آنان با تفسيرهاى ناصحيح از قضا و قدر مشوب و آلوده است، پذيرفتن اين نظر: «در جهان هستى عاملى به نام قضا و قدر نداريم كه در عرض ساير عوامل عرض اندام كند و بر روى اراده انسان اثر منفى يا مثبت بگذارد» بسيار سخت و گران مىباشد؛ زيرا اين نوع افراد عادت كردهاند كه غالب اشتباهات و نارسايىها بلكه بسيارى از كوتاهىهاى خود را به گردن عاملى خارج از محيط زندگى، به نام «قضا و قدر» بگذارند و در برابر هر نوع مسؤوليّت و تعهّد شانه خالى كنند.
امروزه، در ميان گروهى از اروپايىها و غربزدگان ما مسأله «جبر تاريخ» جاى قضا و قدر را گرفته و بسيارى از كوتاهىهاى خود را بر گردن آن مىگذارند.
ولى براى مردم واقع بين و حقيقت جو روشن است كه تقدير الهى بر روى اراده انسان اثر تحميلى ندارد؛ اين مطلب با بيان سنن الهى در جهان هستى كه حقيقت قضا و قدر خداوند است، روشن مىگردد.
تقديرهاى خداوند
هرگاه با تقديرهاى الهى آشنا شويم، خواهيم ديد كه در صفحه هستى عامل و محرّكى به نام قضا و قدر كه خارج از محيط زندگى و اراده فاعل باشد، نيست؛ مقصود از تقديرهاى خداوند همان سنّتهاى قطعى است كه بر ما و جهان حكومت