پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٩ - ١٤- مكتب «اصالت العمل» چه مىگويد؟
با يك نوع استدلال عقلى تعميم دادهاند و آن اينكه:
سرعت مزبور مربوط به حقيقت نور است و شرايط هرگز در آن دخالت ندارد؛ پس نور در هر كجا باشد اين سرعت را خواهند داشت.
روشنتر بگوييم: دانشمندان، آزمايشهاى خود را درباره سرعت نور در شرايط مختلفى انجام دادهاند و چون سرعت نور را در تمام اين شرايط ثابت ديدهاند از اين آزمايشها، پى به يك قانون كلّى عقلى برده و ادّعا كردهاند كه هر نورى در هر نقطه و در هر زمان كه باشد سرعت ثابتى خواهد داشت، ما از اين آقايان مىپرسيم: آيا اين قانون به صورت كلّى محسوس شماست، يا اينكه از چند محسوس پى به غير محسوس بردهايد؟ بطور مسلّم پاسخ همان دومّى است.
وانگهى، دانشمندان طبيعى در بسيارى از تئوريها و فرضيّهها به يك سلسله مسائل عقلى حدسى تكيه كرده و نتايجى گرفته و مىگيرند؛ مثلًا، دانشمندان زمينشناس در پيدايش زمين و طبقات مختلف آن نظريّاتى دارند كه هرگز براى احدى محسوس نبوده و آنچه محسوس است همان آثارى است كه نشانه يك سلسله علل مىباشد كه از طريق حدس و تفكّر به دست مىآيد.
اين كه مىگويند: «دانشمندان تعقّلى، همواره بر سر اين مسائل اختلاف دارند پس اين مسائل قابل حل نيست» دور از حقيقت است؛ زيرا همواره چهره حقيقت با پردههايى پوشيده شده است كه به وسيله بحث و گفتگو تدريجاً از ميان مىرود؛ و در واقع هر يك از اين اختلافها قدمى است به سوى واقع، و وجود اختلاف هرگز دليل بر آن نيست كه اين دانشمندان به واقع نرسيدهاند؛ بلكه از آنجا كه موضوع وسيع و پراهمّيّت است هر يك از اين دانشمندان قسمتى از واقع را درك كردهاند و هر روز حقايق تازهاى روشن مىگردد. امروز بسيارى از مسائل فلسفى تعقّلى به همين صورت درآمده است و پس از طىّ مراحلى روى اصول مخصوص به خود، قطعى گرديده و به اصطلاح از مسائل فنّ فلسفه تعقّلى