پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨ - ٥٦- آيا در مسائل دينى بايد تحقيق كرد يا تقليد؟
مورد اعتماد مراجعه نمايند؛ دانشمندانى كه ساليان دراز در مسائل اسلامى زحمت كشيدهاند و به كتاب آسمانى و سنّت پيامبر و احاديث جانشينان او آشنايى كامل دارند.
با توجّه به اين بيان، كاملًا روشن مىشود كه اين گونه مراجعه به دانشمندان، پيروى بدون دليل نيست؛ بلكه اين پيروى و اقتباس، پيوسته آميخته با يك دليل عقلى و منطقى است و آن اين كه «نظريّه شخص عالم و دانشمند و متخصّص-/ بخصوص در حالى كه بىنظر هم باشد-/ به حقيقت بسيار نزديكتر است و غالباً از حقيقت جدا نيست» و اگر هم در آن اشتباه باشد، اشتباهات او محدود است، در حالى كه اگر شخص بىاطّلاع بخواهد به ميل و عقيده شخصى خود كار كند، اعمال او سرتاسر اشتباه خواهد بود.
مثلًا، اگر انسان هنگام بيمارى به پزشك مراجعه كند نسخه مىگيرد، البتّه ممكن است كه پزشك اشتباه كند ولى بطور قطع اشتباهات او نسبت به نتايج مثبتى كه از نسخه او گرفته مىشود، بسيار كمتر است-/ منظور پزشكان آگاه و متفكّر است-/ امّا اگر انسان پيروى از پزشك را كنار بگذارد و هر موقع بيمار شد به ميل و اراده خود هر دارويى را كه به فكرش رسيد بخورد، بدون شك كار فوقالعاده خطرناكى مرتكب مىگردد و بسيار اتّفاق مىافتد كه جان خود را در اين راه به خطر مىاندازد.
نتيجه: پيروى افراد غير وارد از افراد مطّلع، پيوسته آميخته با يك دليل اجمالى و منطقى است. اين نيز مسلّم است كه چنين پيروى و اقتباس، نشانه كمبود شخصيّت انسان نيست بلكه دليل شخصيّت اوست؛ زيرا مىدانيم كه دايره علوم به اندازهاى وسيع است كه تنها در يك علم، دهها و گاهى صدها رشته تخصّص وجود دارد و اگر انسان عمر نوح و مغز بوعلى داشته باشد، هرگز نمىتواند در يك صدم اين علوم متخصّص گردد.
بنابر اين چارهاى جز اين نيست كه در غير رشتههاى تخصّصى