پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦١ - ٢٩- موسيقى از نظر اسلام
است. گاهى اين اثر تخديرى بقدرى قوى است كه انسان عقل و هوش خود را آنچنان از دست مىدهد كه دست به حركات غير عادى مىزند.
مثلًا، وقتى تخدير موسيقى قوى گرديد، قدرت قضاوت صحيح از انسان سلب مىگردد. ديگر نمىتواند خوب و بدن را در حدّ واقعى خود درك كند. چه بسا وقتى تحت تأثير عوامل مرموز كششهاى صوتى قرار گرفت و عقل و انديشه و نيروى تشخيص او اسير جذبه آهنگهاى تند موسيقى گرديد، بسيارى از اعمال ناشايست كه در حالت عادى آن را شايسته شأن و انسانيّت خود نمىداند، مرتكب مىگردد.
تصوّر نمىكنم اين قسمت از گفتار ما احتياج به ذكر مثال و بيان نمونه داشته باشد؛ زيرا هر فرد بيدارى توجّه دارد كه رقصهاى دسته جمعى و شب نشينىهايى كه مردان بيگانه با زنان بيگانه به پايكوبى و دست افشانى مشغول مىگردند، همواره توأم با آهنگهاى تند موسيقى بوده و ارتعاش اصوات موسيقى آنچنان سرپوشى بر روى عقل و ادراك افراد مىگذارد كه انجام دادن هرگونه عمل دور از مقام انسانيّت براى آنها سهل و آسان است.
چه تخديرى بالاتر از اين! وقتى كه انسان تحت نفوذ زير و بم آهنگ موسيقى قرار گرفت، يك نوع رخوت و سستى بر اعصاب مستولى شده و از مفاهيم انسانى جز شهوترانى، عشقبازى و جمال پرستى چيزى در برابر ديدگان بىفروغ عقل وى مجسّم نمىگردد؛ و آنچنان سرپوش روى ادراك و نيروى خرد گذارده مىشود كه مفاهيم مقدّسى به نام رحم، مرّوت، عفّت حيا، امانت، مساوات، برادرى، مجد و عظمت، كوشش و فعّاليّت، مبارزه و استقامت در راه هدف، به دست فراموشى سپرده مىشود.
جاى گفتگو نيست كه از روز نخست، الكل و موسيقى از بزرگترين وسيله هوسرانى براى مردان و زنان شهوتران بود و در مواقع خاصّى براى تخدير اعصاب