پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧ - ٢- چگونه فلسفه احكام را بررسى كنيم؟
آنها را درك كنيم.
ولى توجّه به يك موضوع نهايت ضرورت را دارد و آن اين كه هرگونه افراط و تندروى و پيش داورىهاى غلط و كوتاه نظرىها و بينشهاى كاذب و از همه مهمتر فرضيّههاى ثابت نشده علمى را به حساب قوانين مسلّم علمى گذاردن، ما را در اين قسمت فرسنگها از حقيقت دور مىسازد و به جاى اين كه به اسرار و فلسفه احكام آشنا كند، در بيراهههاى خطرناكى سرگردان مىنمايد؛ بنابر اين تا زمانى كه علم چيزى را بطور قطع و مسلّم اثبات نكند و صورت حسّى به خود نگيرد، نبايد اساس بحث در توضيح فلسفه حكم قرار گيرد.
در آنجا كه چيزى نداريم بگوييم اصرار به فلسفه چينى نداشته باشيم و در آنجا هم كه چيزى داريم، هرگز فلسفه حكم را منحصر و محدود در آن معرّفى نكنيم.
٤-/ آخرين دسته از احكام آنهاست كه نه از آغاز روشن و بديهى بوده و نه در لابهلاى متون اسلامى به اسرار آن اشاره شده و نه تا كنون با گذشت زمان به آن دسترسى يافتهايم.
امورى مانند تعداد ركعات نمازها، يا حدّ نصاب اجناس نه گانه زكات و يا بعضى از مناسك حج در اين سرى قرار دارند.
آيا آيندگان بايد با پيشرفتهاى جديد علم و دانش پرده از روى اينها بردارند؟
آيا آخرين وصىّ پيامبر صلى الله عليه و آله مأمور توضيح و تفسير آنهاست؟
آيا اينها جنبه انضباطى دارد؟
آيا از اسرارى است كه نارسايى علم و دانش بشر شايد در آينده هم توان پرده بردارى كامل از روى فلسفه آنها نداشته باشد؟ ... هيچ كدام بر ما معلوم نيست؛ همين قدر مىدانيم كه دسته چهارم از احكام، به اندازه سه دسته پيشين براى ما قابل احترام و لازم الاجراست ... چه اين كه همه از يك منبع سرچشمه گرفته و مأموريّت آورنده آنها با دلايل قطعى بر ما ثابت شده است.