پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - ١٧- بشارت مسيح به آمدن پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله
او بيايد او شما را به تمامى راستى ارشاد خواهد داد زيرا كه او از پيش خود سخن نخواهد گفت، بلكه هر آنچه مىشنوند خواهد گفت. و شما را از آينده خبر خواهد داد و مرا تمجيد خواهد نمود، زيرا كه او آنچه از آن من است خواهد يافت و شما را خبر خواهد داد. هرچه از آنِ پدر است از من است از اين جهت گفتم كه آنچه از آن من است مىگيرد و به شما خبر مىدهد». [١] در اينجا قراين روشنى داريم كه گواهى مىدهد مراد از فارقليط پيامبرى است كه پس از مسيح مىآيد نه روح القدس:
١-/ نخست بايد توجّه كرد كه از برخى از تواريخ مسيحى استفاده مىشود كه پيش از اسلام در ميان علما و مفسّرين انجيل مسلّم بود كه «فاقليط» همان پيامبر موعود است؛ حتّى گروهى از اين مطلب سوء استفاده كرده و خود را «فارقليط» موعود معرّفى نمودهاند.
مثلًا: «منتسر» كه مرد رياضت كشى بود و در قرن دوّم ميلادى مىزيست، در سال ١٨٧ در آسياى صغير مدّعى رسالت گرديده و گفت: من همان فارقليط هستم كه عيسى از آمدن او خبر داده است و گروهى از وى پيروى كردند. [٢] ٢-/ از آثار و تواريخ مسلّم اسلامى كاملًا استفاده مىشود كه سران سياسى و روحانى جهان مسيحيّت در روزهاى بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله همگى در انتظار پيامبر موعود انجيل بودند، از اين جهت هنگامى كه سفير پيامبر نامه او را به زمامدار حبشه داد، پس از خواندن نامه رو به سفير كرد و گفت: من گواهى مىدهم كه او همان پيامبرى است كه اهل كتاب در انتظارش هستند و همانطور كه حضرت موسى از نبوّت حضرت مسيح خبر داده، او نيز به نبوّت پيامبر آخر الزّمان بشارت داده و علائم و نشانههاى او را معيّن كرده است. [٣]
[١]. باب ١٦ ص ٧-/ ١٥.
[٢]. انيس الاعلام، ج ٢، ص ١٧٩، نقل از تاريخ «ليم ميور» كه در سال ١٨٤٨ چاپ شده است.
[٣]. طبقات كبرى، ج ١، ص ٢٥٩ و سيره حلبى، ج ٣، ص ٢٧٩.