پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٧ - ٢٦- آيا درخت ممنوع، درخت دانش است؟
چنين نسبتى به آن داده شود و آن را در رديف تورات قرار دهيم؟
٣-/ از همه جالبتر «نخور» را به معناى «بايد بخورى» معنا كردن است، آيا هرج و مرجى در سخن بالاتر از اين مىشود كه «نفى» را به معناى «اثبات» و بد را به معناى خوب تفسير كنيم؟ پس چرا نام آن را شجره ممنوعه گذاردهاند؟!
راستى اين چه جور تفسير و معنا كردن است؟ اگر اين گونه معنا كردن صحيح باشد خوب است درباره ساير نهىها و ممنوعيّتهايى كه در قرآن وارد شده همينطور قضاوت بكنيم و بگوييم خدا مىخواسته است اين اعمال ممنوع انجام گيرد و اگر نمىخواست جلو آن را مىگرفت مگر ما در اعمال خود مجبوريم؟!
خدا خواسته است ما آزاد باشيم و به انسانها آزادى اراده داده و آنها را به حال خود واگذارده و در عين حال دستورات تشريعى فراوانى براى تربيت آنها صادر كرده است.
پس اين استدلال كه اگر خدا نمىخواست جلو آدم را مىگرفت كاملًا نادرست است.
زيرا عين اين استدلال در مورد «گنهكاران» نيز صادق خواهد بود و در واقع در اينجا به اصطلاح، اراده «تكوينى» و «تشريعى» با هم اشتباه شده است. (دقّت كنيد)
خواننده عزيز! به نظر شما-/ با توجّه به آنچه در بالا گفته شد-/ آيا بهتر اين نيست كه اينگونه مطالب را پيش از آن كه به صورت درس انتشار دهند، به نظر متخصّصان مسائل اسلامى برسانند و سپس منتشر سازند تا اين اشتباهات پيش نيايد؟!
راستى اگر جوانى اين كتاب را بخواند و باور كند كه درخت ممنوع درخت علم و دانش بوده (و آدم و حوّا در آغاز همچون حيوانات برهنه بودند و نمىدانستند و پس از خوردن از درخت ممنوع علم، متوجّه شدند و از نظر خداوند پنهان گشتند! و بعد هم به جرم علم و دانش از بهشت رانده شدند! ... در حالى كه منطق قرآن كاملًا مقابل اينهاست) مسؤوليّت آن متوجّه كه خواهد بود؟