پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٢ - ٦- چگونه قرآن بر كروى بودن زمين گواهى مىدهد؟
حاكى از تعدّد مشرقها و مغربها و نقطه طلوع و غروب آفتاب است كه لازمه آن كروى بودن زمين مىباشد؛ زيرا بطور مسلّم اگر زمين مسطّح و هموار باشد، براى جهان جز يك مشرق و يك مغرب نخواهد بود و تنها در صورتى كروى بودن زمين، به نسبت انحناى آن، هر نقطهاى داراى مشرق و مغرب جداگانهاى خواهد بود و طلوع خورشيد بر جزئى از اجزاى آن، ملازم با غروب آن از جزء ديگر است و بنابراين، تعدّد مشرق و مغرب دلالت روشنى بر كروى بودن زمين دارد.
روايات و كروى بودن زمين
از رواياتى كه از پيشوايان معصوم ما وارد شده است، بخوبى مىتوان كروى بودن زمين را استفاده كرد؛ از آن جمله روايتى است كه از امام صادق عليه السلام به مضمون زير نقل شده است:
امام صادق عليه السلام فرمود: «در مسافرتى، مردى با من همسفر گرديد. او مقيّد بود كه نماز مغرب را در تاريكى شب و نماز صبح را در تاريكى كامل (آخر شب) بخواند، امّا من برخلاف او بودم؛ هر موقع آفتاب غروب مىكرد نماز مغرب را مىخواندم و هر موقع فجر طلوع مىنمود، نماز صبح را به جا مىآورم. آن شخص از من خواست كه من نيز مانند او رفتار كنم و عمل خود را چنين توجيه مىكرد: آفتاب پيش از آن كه به سرزمين ما طلوع كند، بر ديگران طلوع مىنمايد و هنگامى كه از سرزمين ما ناپديد مىشود هنوز بر گروهى ديگر طالع و نور افشان است.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد من به او گفتم: وظيفه ما اين است كه هر موقع آفتاب از افق ما ناپديد شد، نماز مغرب را بخوانيم و نبايد در انتظار غروب خورشيد از نقاط ديگر باشيم و هر موقع فجر طلوع كرد، بر ماست كه نماز صبح را بخوانيم اگر چه خورشيد در همان موقع بر نقاط ديگر طالع باشد، چنان كه بر