پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٨ - ٦٨- آيا مبارزه با فساد، با آزادى بشر منافات دارد؟
اجتماع ما بسان كشتى بزرگى است كه در آن كالاهاى تجارتى حمل شده و سرنشينانى نيز همراه دارد. هر فردى از سرنشينان در طىّ راه مختار و آزاد مىباشد، ولى او هرگز نمىتواند زير پوشش «آزادى فردى» بدنه كشتى و يا زير پاى خود را سوراخ كند و در مقام پاسخ بگويد: من نقطهاى از كشتى را مورد تصرّف قرار مىدهد كه زير پاى من قرار گرفته است، در صورتى كه چنين جوابى از اين فرد پذيرفته نيست؛ زيرا تنها سلامت خويشتن را به خطر نمىافكند، بلكه او با اين عمل سرنوشت همه سرنشينان و كالاهاى تجارتى را به خاطر افكنده و همه را به سوى نابودى و نيستى سوق مىدهد.
جامعه ما نيز بسان كشتى است؛ افراد جامعه سرنشينان اين كشتى مىباشند؛ آنان در ضرر و نفع يكديگر شريك و سهيمند و هرگز نمىتوان حساب فرد را از اجتماع جدا نمود.
روش اسلام درباره محترم شمردن آزادىهاى فردى با روش مكتبهاى امروز جهان يك تفاوت حقيقى دارد، در جهان امروز آزادى تا آنجا محترم است كه از ناحيه فرد، ضررى متوجّه اجتماع نگردد و منافع ديگران به خطر نيفتد-/ هرچند به ضرر خود آن شخص تمام گردد و بر سعادت او لطمه جبرانناپذير وارد سازد.
ولى در اسلام آزادى فردى تا آنجا محترم است كه مزاحم ديگران نباشد و سقوط و آلودگى اجتماع را فراهم نسازد؛ همچنين به سعادت خودش نيز لطمهاى وارد نكند و كارى انجام ندهد كه موجب بدبختى او گردد.
مثلًا در جهان امروز گرايش به بتپرستى و پرستش انواع موجودات رايج و آزاد است و جهان غرب در پوشش آزادى فردى اين عمل را تخطئه نمىكند، ولى اسلام چنين عملى را كه مايه انحطاط فرد و سقوط پرستش كننده است سخت تخطئه كرده و با فشار هرچه بيشتر مانع از انجام چنين اعمالى مىگردد!
امر به معروف و دعوت مردم به كارهاى نيك و بازداشتن آنان از كارهاى زشت،