پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٦ - ٦٨- آيا مبارزه با فساد، با آزادى بشر منافات دارد؟
باشد، بايد در اين صورت به خاطر فوايد مهمّ آن از آزادى فردى كاست و آزادى افراد را در چهارچوب اين اصل محدود ساخت.
شيوه زندگى انسان در اعصار كهن به شكل اجتماعات بسيار كوچكى در درون غارها و شكاف كوهها و داخل جنگلها بود و تقريباً همبستگى و تشريك مساعى و ارتباط و تعاون اجتماعى بر اجتماعات آنان حكومت نمىكرد.
در چنين زندگى كه سرنوشت افراد به يكديگر چندان بستگى ندارد، شايد مبارزه با فساد و جلوگيرى از انحراف ضرورى به نظر نرسد.
ولى در شيوه زندگى دسته جمعى با سرنوشت مشترك، مبارزه با فساد و دعوت مردم به كارهاى نيك، يك وظيفه خطير اجتنابناپذير است.
زيرا در اين نوع زندگى، همه افراد يك اجتماع به صورت اعضاى يك خانواده در مىآيند و پيوند وحدت و ارتباط آن چنان در ميان آنان محكم و استوار مىگردد كه هيچ فردى نمىتواند براى خود حساب جداگانهاى باز كند و خود را از نتايج اعمال خوب و بد ديگران جدا فرض كند.
در چنين اجتماعى تمام افراد، در سود و زيان اعمال يكديگر كاملًا شريك و سهيم بوده و نتيجه عمل يك فرد دامنگير همه افراد مىشود. اينجاست كه هيچ فردى هرچه هم خود را دور از اجتماع تصوّر كند-/ نمىتواند تماشاگر صحنه زندگى گردد و خود را از سود و زيان كارهاى افراد ديگر دور بدارد؛ روى همين پيوند و ارتباط است كه اگر بر اثر خلافكارى برخى، ضربه اقتصادى يا فرهنگى بر پيكر اجتماعى وارد شد، دود آن به چشم همه رفته و همه در برابر آن متأثّر خواهند شد.
انحرافهاى اخلاقى، بسان بيمارىهاى واگيردارى است كه-/ خواه ناخواه-/ دامن ديگران را نيز مىگيرد؛ هرگاه ميكروب «التور» در نقطهاى پيدا شد، فوراً بايد مبارزه پيگيرى بر ضدّ آن آغاز نمود و ديگران را از معاشرت با آن بيمار بازداشت و در غير اين صوت، همه كشور و يا كشورها را فرا مىگيرد.