پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٥ - ٣٠- آزمايش الهى براى چيست؟
چنان كه ملاحظه مىفرماييد، امام عليه السلام هدف از امتحان را اين مىداند كه در سايه امتحان، آن صفات درونى و استعدادهاى باطنى به صورت فعل خارجى، جلوه كنند و افراد بر اثر تجسّم صفات درونى به صورت عمل و فعل خارجى، شايسته پاداش و كيفر گردند وگرنه تنها با صفات درونى (بدون عمل خارجى) نه پاداش مىتوان داد و نه كيفر نمود و در حقيقت تكاملى صورت نمىگيرد.
مثلًا هنگامى كه خداوند ابراهيم را با فرمان ذبح اسماعيل آزمايش مىكند، هدف اين نيست كه بداند آيا ابراهيم فرمان او را اطاعت مىكند يا نه؛ بلكه هدف اين است كه روح فرمانبردارى و تسليم در برابر دستورات خدا را كه در وجود ابراهيم عليه السلام بود پرورش دهد و به مرحله فعليّت برساند و از اين طريق ابراهيم گامى به سوى تكامل بردارد.
(دقّت كنيد)
لذا، خداوند به وسيله مشكلات و سختىها افراد بشر را آزمايش مىكند؛ چنان كه مىفرمايد: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَىْءٍ مِنَ الْخَوفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الامْوالِ وَ الأنفسِ وَ الَّثمَراتِ وَ بَشِّرِ الصّابِرينَ؛ قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى و كاهش در مالها و جانها و ميوهها، آزمايش مىكنيم و بشارت ده به استقامت كنندگان!» [١] مشكلات و دشوارىها بسان كورهاى است كه به آهن صلابت و استقامت مىبخشد؛ انسان نيز در كوره حوادث و مشكلات، پر قدرت و نيرومند مىگردد و قادر به شكستن موانع سر راه زندگى و سعادت خود مىگردد.
اين كه مىگوييم: مقصود خداوند از امتحان بندگان خود تربيت و پرورش صفات عالى در كانون وجود آنهاست نه به آن معناست كه همه افراد مورد امتحان الزاماً و اجباراً به اين هدف مىرسند و صفات برجسته انسانى در وجود آنها رشد و نمو مىكند؛ بلكه مقصود اين است كه امتحان خداوند زمينههاى تربيت و
[١]. سوره بقره، آيه ١٥٥.