پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٠ - ٣- چرا در مسائل دينى تقليد كنيم؟
منافات ندارد كه در مسائل علمى، با دانشمندان ديگر مشورت و تبادل نظر به عمل آورد، بلكه منظور اين است كه دانشمند در اتّخاذ تصميم بايد استقلال فكر خود را حفظ كند و بىمطالعه تسليم نظرات ديگران نشود.
٤-/ تقليد جاهل از عالم: اين قسم تقليد را منطق صحيح عقل و فطرت ايجاب و اقتضا مىكند، بر اثر همين منطق و فطرت است كه ما براى ساختن عمارت به سراغ معمار و بنّا و در دوختن لباس به سراغ خيّاط و هنگام بيمارى به دنبال طبيب مىرويم. خلاصه عقل و فطرت، ما را در هر رشتهاى به كارشناس و متخصّص آن رشته ارجاع مىكند.
همين منطق است كه در تعليمات دينى و قوانين الهى مردم را به پيروى از فقها كه در تشخيص احكام الهى مهارت دارند وادار مىكند. فقهايى كه ساليان دراز با استعداد سرشار خود در راه علم و دانش قدم برداشته تا به مقام شامخ اجتهاد رسيدهاند؛ يعنى، قوانين الهى را مىتوانند از مدارك اصلى آن استخراج و استنباط كنند و در دسترس مردم بگذارند. فقهايى كه رهبران و راهنمايان دينى مردم مىباشند و از طرف پيشوايان بزرگ اسلام اين منصب بزرگ به آنها اعطا شده است تا افراد را در تمام شؤون دينى به راه سعادت رهبرى كنند.
در اينجا از اين نكته نبايد غفلت كرد كه علوم بشرى داراى رشتههاى متعدّدى است و ممكن است يك فرد در عين حال كه در يك رشته مهارت فوقالعادهاى دارد، از رشته ديگر اصلًا و ابداً اطّلاعى نداشته باشد و لذا بايد در آن رشتهاى كه وارد نيست به متخصّص و كارشناسان رجوع كند و از گفته آنها پيروى نمايد.
مثلًا دكتر يا مهندسى كه در رشته خود كمال مهارت را داراست، وارد شهرى مىشود و مىخواهد به كوچه معيّنى كه در يكى از خيابانهاى شهر واقع است برود و كوچه مورد نظر را اصلًا بلد نيست ولى آدرس آن را قبلًا به او دادهاند، ناچار بايد