پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٩ - ١٤- اسلام و شفاعت
خود را با حقّ و حقيقت نگسستهاند مشمول و شايسته شفاعت مىشوند.
نويد شفاعت با اين شرط خود هشدارى است به افرادى كه گاهى مرتكب گناه مىشوند كه بهوش باشند و هرچه زودتر از ادامه گناه باز گردند و همه پيوندها را پاره نكنند و پردهها را ندرند و از شعاع شفاعت دور نگردند كه در غير اين صورت، راه نجاتى براى آنان نخواهد بود.
همين احساس و توجّه، در بازگشت افراد گنهكار به راه حق و تجديد نظر در برنامههاى غلط مؤثّر مىگردد و در حقيقت، روزنه اميدى براى پاك ساختن برنامه زندگى از نقاط تاريك محسوب مىشود.
تجربه نشان داده است كه اگر روزنه اميدى به روى افراد مجرم گشوده شود و احساس نمايند كه اگر در برنامه غلط نارواى خود تجديد نظر كنند، راه نجاتى براى آنها هست، در اين صورت بسيارى از آنان از بيراهه به راه باز مىگردند.
در قوانين جزايى و كيفرى جهان، قانونى به نام عفو زندانيان و مجرمان بزرگ و محكومان به حبس ابد وجود دارد؛ نكته آن اين است كه روزنه اميدى براى اين افراد باز شود و در برنامه زندگى خود تجديدنظر نمايند و اگر اين روزنه نبود، علّت نداشت كه در همان محيط آرام بنشينند و دست به جنايت نزنند زيرا بالاتر از سياهى (زندان ابد) رنگى نيست.
شفاعت درباره افراد لايق و شايسته جز روزنه اميد براى امكان تجديد حيات دينى و اخلاقى، چيزى نيست و مخصوص كسانى است كه روابط خود را با خدا و اولياى دين حفظ كردهاند ولى كسى كه داراى اعمال نيك نبوده و از ايمان به خدا بهره نداشته باشد و عمرى در گناه و فساد به سر برده است هرگز مشمول شفاعت نخواهد بود.
فرق اين دو گروه را مىتوان در ضمن مثالى مجسّم ساخت:
فرض كنيد سربازانى مأمور گشودن دژى بر فراز كوهى مىباشند و گشودن آن