ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠٢ - تفسير
(وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ ...)- كسانى كه از معاشرت و شركت با يتيمان منظورشان افساد يا اصلاح باشد خداوند به آنان دانا است.
(وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ ...)- اگر خدا ميخواست در امور يتيمان و معاشرتشان بشما سختگيرى كرده و بر شما لازم مىنمود كه از شركت آنان دورى كنيد.
و زجاج ميگويد: منظور اين است كه اگر خدا ميخواست شما را بامورى پر مشقّت، مكلّف ميكرد و شما را در مضيقه قرار ميداد ولى خداوند در حق شما اين كار را نكرد.
و اين آيه ضمناً بر فساد قول «جبريها» نيز دلالت ميكند زيرا اگر خدا ميخواست بر آنها سخت بگيرد صحيح و نيكو بود ولى عنايت كرد در وسعتشان قرار داد در اين صورت چگونه ممكن بود كه خدا آنها را بامورى مكلّف كند كه قدرت بر آن ندارند و از آنها چيزى بخواهد كه راهى بآن ندارند و متصوّر است كه آنان را مأمور به انجام چيزى نمايد كه از ناحيه خود او انجام نمىگيرد و اگر چنين بود ديگر سختى و مضيقهاى بالاتر از اين متصور نبود.
و بلخى ميگويد: اين آيه فساد و بطلان قول كسانى را ميرساند كه معتقدند خداوند قدرت بر ستم كردن ندارد زيرا اين آيه مىرساند كه سخت گرفتن در انجام تكليفى كه از نظر مصلحت و حكمت درست نيست مقدور خداوند بود و اگر ميخواست ميكرد (ولى چون نخواسته ننموده است).
(إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ...)- (خداوند عزيز است و با عزت خود آنچه «مصلحت» ايجاب كند انجام ميدهد و هيچ قدرتى نمىتواند او را از كار خود باز دارد.
(حَكِيمٌ ...)- در تدبير و كارهايش حكيم است و مانعى از آنچه حكمتش اقتضا كند، نيست.