ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٢ - تفسير
١- بخواهيد فرزندى كه خدا براى شما قرار مىدهد يعنى وقتى مرد با همسر خود آميزش مىكند منظورش اين باشد كه خداوند فرزندى باو عطا كند كه خدا را پرستش كند و حمد او گويد (بيشتر مفسّرين).
٢- بخواهيد آنچه را كه خداوند در كتابش (قرآن) براى شما حلال كرده است چه خداوند همانطورى كه دوست دارد كه آنچه حرام كرده ترك شود همچنين دوست دارد آنچه را اجازه داده مورد استفاده قرار گيرد.
(وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا ...)- بخوريد و بياشاميد يعنى مجازيد در خوردن و آشاميدن.
(حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ ...)- تا روشن شود براى شما يعنى واقعاً براى شما ظاهر و روشن گردد.
(الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ ...)- روزه از شب، بنا بر اين، اول روز همان طلوع فجر دوم است[١] و بعضى گفتهاند يعنى سفيدى صبح از تاريكى شب واضح گردد و بعضى ديگر گفتهاند: يعنى سفيدى اول روز از سياهى آخر شب روشن شود.
و جهت اين كه ظهور صبح باين نحو، بنخ تشبيه شده اين است كه ملاك در حرمت افطار و وجوب روزه پخش شدن سفيدى نيست بلكه ملاك پيدا شدن خط روشنايى است به اندازه نخ از ميان سياهى شب كه در نظر به اندازه نخى اگر پيدا شد همين كافى است در حرمت غذا خوردن.
(مِنَ الْفَجْرِ ...)- در معناى «من» دو احتمال داده شده است.
١- من تبعيضيه كه معناى بعض داشته باشد يعنى تمام صبح باعث حرمت غذا خوردن نيست بلكه همين كه خطى به مقدار نخ از بعض صبح روشن شد بايد از چيزهايى كه روزه را باطل مىكند خوددارى شود (ابن دريد).
٢- بمعنى بيان باشد و آنچه را در جمله پيش «پيدا شدن خط سفيدى در سياهى»
[١] اول كمى روشنايى در آسمان از افق پيدا مىشود پس از مدتى از بين رفته و روشنايى ديگرى مىآيد بر سطح افق پديد مىآيد ملاك صبح اين دومى است كه آن را فجر صادق مىگويند.