ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٥ - تفسير
كه اشخاص ستمكار از حجّت و دليل پيروى نمىكنند و مقصود از اشخاص ستمكار قريش و طايفه يهود است زيرا قريش مىگفتند محمّد صلى اللَّه عليه و اله بالآخر متوجه شد كه ما بر حق هستيم و لذا بسوى قبله ما يعنى كعبه متوجه گرديد و يهود مىگفتند: محمّد صلّى اللَّه عليه و اله از قبله ما از روى علم و يقين برنگشت بلكه از روى رأى خود از قبله ما صرف نظر كرد و چنين گمان كرد كه از جانب خدا مأمور گرديده است.
يا مقصود از اشخاص ستمكار عموم كسانى است كه در برابر برهان و حجّت تسليم نشدند و آنها يا بسخنان مستدلّ پيغمبر اسلام اصلا توجه نكردند يا علاوه بر اين:
در مقابل آن حضرت و مسلمانان بمحاربه و ستيزه پرداختند.
(فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِي ...)- چون خداوند خصومت و محاجّه و ظلم اهل كتاب و ستمگران را ذكر كرد بمسلمانان دلدارى و اطمينان داد و فرمود:
(فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِي) يعنى از آنها بينديشيد و تنها از من بترسيد و از نقشههايى كه آنها مىكشند هرگز ترس نداشته باشيد زيرا عاقبت سوء آن مكرها و نقشه بخود آنان برميگردد.
بعضى گفتهاند مراد اين است كه در امر استقبال كعبه از آنها نترسيد تنها از عقاب من در ترك استقبال كعبه بترسيد زيرا من شما را از مكر آنها محافظت ميكنم.
(وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ ...)- عطف بجاى(لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ) است يعنى قبله را بواسطه دو هدف تغيير دادم يكى آنكه مردم بر شما حجتى نداشته باشند و قدرت محاجّه در برابر شما پيدا نكنند و ديگر اينكه شما را بقبله پدرتان ابراهيم هدايت كردم تا به اين وسيله نعمت خود را بر شما تكميل كرده باشم.
ابن عباس ميگويد: «مراد اين است تا نعمت خود را در دنيا و آخرت بر شما تمام كنم امّا در دنيا شما را بر دشمنانتان نصرت ميدهم و شما را وارث اموال و خانههاى آنها مىگردانم امّا در آخرت بهشت و رحمت من مخصوص شما خواهد بود».
از حضرت امير مؤمنان على ٧ منقول است كه نعمتهاى پروردگار شش چيز است ١- اسلام ٢- قرآن ٣- حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و اله ٤- مستور بودن عيوب و گناهان