ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٦ - تفسير
٢- بعضى گفتهاند چون اهل كتاب مىگفتند بيت المقدس قبله پيغمبران سابق بوده است و آنچه بطور توارث از پيغمبران الهى بما رسيده است نبايد تغيير كند لذا لازم است كه هميشه همان، قبله مردم باشد.
خداوند باين جمله جواب از اين گفتار داده است كه لازم نيست نقطهاى كه براى ملّتى قبله بوده است براى ملت ديگر هم «قبله همان باشد بلكه جائز است خداوند بر حسب مصالحى كه ميداند براى هر ملّتى قبله مخصوصى قرار بدهد.
قاضى ميگويد ظاهر آيه اين است كه هيچيك از يهود و نصارى از قبله ديگرى تبعيّت نخواهند كرد و ضرورتى در بين نيست كه از ظاهر آيه دست برداشته آن را تأويل نمائيم زيرا تا كنون ثابت نشده است هيچ فردى از يهود نصرانى شود و يا فردى از نصرانى يهودى گردد و از قبله خود صرف نظر كرده تابع قبله ديگرى گرديده باشد.
(وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ ...)- ظاهر خطاب متوجه پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و اله ميباشد و در معناى آن چهار قول است:
١- حسن و زجّاج ميگويند: «در اين خطاب حقيقة شخص پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و اله مراد نيست بلكه اين تهديد متوجّه امّت اسلام ميباشد كه بدانند، پيروى از يهود و نصارى موجب استحقاق عذاب است».
٢- جبائى ميگويد: «منظور اين است كه اگر تو اى پيغمبر از هوسهاى اهل كتاب از روى مدارا پيروى كنى بتوقّع اينكه آنها بتو ايمان بياورند در اين صورت بخودت ظلم كردهاى زيرا ما بتو اعلان كردهايم كه آنها هرگز بتو ايمان نخواهند آورد».
٣- خداوند خواسته است باين بيان، فساد مذهب آنها را بطور صريح بيان كند و اينكه مذهب آنان باندازهاى فاسد و بى اساس است كه هر كس از آن تبعيّت كند جزء ستمكاران خواهد شد.
٤- قاضى ميگويد: خداوند با اين بيان پيغمبر اسلام ٦ را نهى ميكند كه بآنها اعتماد نكند و با آنها معاشرت ننمايد تا آن حضرت و پيروانش در مخالفت با يهود و نصارى ثابت قدم باشند.