ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٦ - شرح لغات
١- وقتى اعراض كرد و پشت نموده (حسن).
٢- هنگامى كه «عهدهدار حكومت و مقامى شد جور و ستم ميكند» (ضحاك) ٣- وقتى كه برگشت از آنچه اظهار ميكرد ...- (ابن جريح).
(سَعى فِي الْأَرْضِ ...)- شتاب كند در رفتن از پيش تو و بقول بعضى عمل و فعاليت كند در زمين.
(لِيُفْسِدَ فِيها)- تا قطع رحم كند و خون بريزد (ابن جريح) و يا فسادش آشكارا كند و گناه گناه (بقول بعضى ديگر).
(وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ ...)- تا اينكه كشتها و فرزندان را از بين ببرد و زهرى ميگويد مراد از «حرث» زنان و از «نسل» فرزندان مىباشد چه در جاى ديگر ميفرمايد(نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ).
از امام صادق ٧ نقل شده كه فرمود مراد از «حرث» در اينجا «دين» است و منظور از «نسل» مردماند.
(وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ ...)- خدا فساد كنندگان و يا خود عمل فساد را دوست نميدارد از اين آيه ضمناً باطل بودن قول «جبر» استفاده ميشود زيرا خداوند ميفرمايد كه فساد را دوست نميدارد و اگر خود او فاعل زشتىها و فساد باشد بايد اراده بآنها داشته باشد و اراده همان شوق و محبت است در حالى كه خدا محبت بفساد ندارد
. [سوره البقرة (٢): آيه ٢٠٦]
(وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ (٢٠٦))
[ترجمه]
وقتى باو گفته ميشود از خدا بترس غرور بزرگى او را بگناه واميدارد براى او جهنم كافى است كه چه بد جايگاهى است
شرح لغات:
اتق- پرهيز از اتقاء كه درخواست سلاست به چيزى است كه مانع ترس باشد و «اتقاء» از خدا پرهيز از عذاب اوست.
اخذته- مانع ميشود او را ضد عطا كردن.