ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٧ - ترجمه
بيشتر مفسران مىگويند مراد از اينها همه كفّار است كه درباره قرآن اختلاف كردند جمعى از آنها گفتند كه آن از قبيل كلام جادوگران است برخى گفتند كه آن كلامى است كه محمّد ٦ آن را از بشر ياد گرفته است دستهاى گفتند كه آن را از جانب خود ترتيب داده است.
«سدى» گفته منظور از آنها همه كفّار نيستند بلكه مراد اهل كتاب يعنى يهود و نصارى ميباشند كه آنان در تأويل و تنزيل تورات و انجيل اختلاف كردند زيرا آنها تورات و انجيل را تحريف كردند و اوصاف پيغمبر اسلام ٦ را كه در تورات و انجيل موجود بود كتمان نمودند و يهود، انجيل و قرآن را هر دو را انكار كردند.
(لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ ...)- در اختلاف و مكابرهاى هستند كه از الفت و اجتماع بر صواب دور ميباشند[١] بعضى گفتهاند «مراد اين است كه در اختلاف عميق و شديدى هستند، زيرا هر يك بضلالت ديگرى شهادت ميدهند»[٢] برخى ميگويند: مقصود اين است كه «در اختلاف شديدى نسبت باحكام تورات و انجيل بسر مىبرند»
. [سوره البقرة (٢): آيه ١٧٧]
(لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (١٧٧))
ترجمه
نيكوكارى بآن نيست كه روى بجانب مشرق يا مغرب كنيد و ليكن نيكوكار كسيست كه بخداوند و روز قيامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيغمبران ايمان بياورد و مال خود را در راه دوستى خدا بخويشان و يتيمان و فقيران و رهگذران وامانده و گدايان بدهد و هم در آزاد كردن بندگان صرف كند و نماز بپا دارد و زكاة مال بمستحق برساند و با هر كه عهد بسته بموقع خود وفا كند و در هنگام فقر و تهيدستى و درد و مرض و جهاد با دشمنان دين صبور و شكيبا باشد كسانى كه باين اوصاف آراستهاند، در حقيقت راستگو و پرهيزكارند
[١] در اين صورت فاعل« بعيد» محذوف است و تقدير اين است لفى شقاق بعيد اجتماعهم على الصواب.
[٢] بنا بر اين وجه ضمير فاعل در« بعيد» به« شقاق» برميگردد.