فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٢ - ذبح با دستگاههاى پيشرفته آيت اللّه سيد محمود هاشمى شاهرودى
باشد؛ زيرا نتيجه اين سخن آن است كه امر به خوردن ارشاد به حليت تذكيه حيوان از ناحيه تذكيه نباشد، چنين چيزى بر خلاف ظاهر آيه، بلكه ذاتاً نامحتمل است، زيرا احتمال تكليفى بودن امر در اينجا وجود ندارد و خوردن نمىتواند واجب تكليفى باشد. ناگزير، بايد امر به خوردن ارشاد به حليت حيوان از ناحيه تذكيه باشد و اگر چنين شد، آيه در مقام بيان حليت حيوان ذبح شده ازناحيه تذكيه خواهد بود و مىتوان به اطلاق آن، جهت نفى ساير شرايط محتمل تمسك جست.
بله اگر آيه بدين گونه بود: «ذكر نام خدا، شرط حلال گرديدن است» هيچ گاه وجود شرايط ديگر را نفى نمىكرد، ولى آنچه در آيه آمده، فرمان ارشادى به حلال بودنِ حيوان ذبح شده با ذكر نام خداست پس مىتوان به اين اطلاق جهت نفى شرايط ديگر در حليت ذبيحه تمسك جست. نظير آيه ديگرى كه در مورد شكار با سگ آمده است:
{فكلوا ممّا امسكن عليكم، } مىتوان به اين آيه براى اثبات حلال بودن حيوانى كه سگ شكارى آن را گرفته و نام خدا بر آن ياد شده، تمسك جست و نياز به شرايط ديگر را منتفى ساخت، چنانكه در روايت صحيحه جميل، به همين اطلاق تمسك شده است. سألت أبا عبداللّه(ع) عن الرجل يرسل الكلب على الصيد فيأخذه و لايكون معه سكّين فيذكيه بها، أفيدعه حتّى يقتله و يأكل منه؟ قال: لا بأس. قال اللّه عزّ وجلّ: {فكلوا ممّا امسكن عليكم } (١٩)
از امام صادق(ع) درباره مردى سؤال كردم كه سگ را براى گرفتن شكار رها مىسازد، سگ شكار را مىگيرد، ولى مرد چاقويى كه آن شكار را تذكيه كند،به همراه ندارد، آيا سگ را واگذارد تا شكار را بكشد، آن گاه آن را بخورد؟ فرمود: اشكالى ندارد. خداوند فرموده است: بخوريد از آنچه [سگان يا پرندگان]برايتان صيد مىكنند.
(١٩)وسائل الشيعه، ج١٦، ص٢٦٢، باب٧ از ابواب صيد، حديث١.