فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٩ - آشنای با موسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت(ع)
اين عامل، در مذاهب ديگر اسلامى به چشم نمىخورد. آنها در سر يك دو راهى قرار دارند : يا مجبورند كه كليه رواياتى را كه منتهى به پيامبر نمىشود قبول كنند، حتى روايات موضوعه، روايات كذابين، يا رواياتى كه نظر شخصى يك صحابى را مطرح كردهاست و يا در اكثر مسايل فقهى، دستشان از روايت خالى باشد(چرا كه بعضى از آقايان از مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى نقل كردند كه كليه روايات اهل سنت در احكام فقهى، بيش از پانصد روايت نيست كه مسلّماً نظر ايشان به رواياتى است كه منتهى به شخص رسول اكرم(ص) مىشود.) و در نتيجه، مجبور شوند به اصول موهونى چون قياس و استحسان روى آورند .
عامل سوم:اتكاى فقه شيعه بر اصول فقه و استنباط سليم و منطقى از كتاب و سنت است . يك مقايسه ساده بين اصول فقه ما و اصول فقه ديگران، به خوبى نشان مىدهد كه معمولاً مسائلى كه در مباحث اصول فقه آنها مطرح شده، عبارت از بحثهاى ادبى و مباحثى همانند: حجيت استحسان و قياس، نه قواعد كلى كه از خود منابع فقه(كتاب و سنت)استفاده شده باشد.
عامل چهارم:استمرار حركت تكاملى اجتهاد است در مقابل ركود اجتهاد و سد باب آن، در ساير مذاهب. اين زنده بودن و باز بودن باب اجتهاد و حركت تكاملى اين علم شريف، بركات فوق العادهاى در غناى فقه شيعه و شمول آن و از همه مهمتر، حيات آن داشته است.به همين لحاظ است كه مىتواند مسايل مستحدثه را جواب دهد و بر هر گونه تغيير و تحول در روابط و مناسبات اجتماعى و مسايل ديگر جارى در جوامع بشرى، قابل تطبيق باشد، نه اين كه از نقطه نظر خودش دست بكشد، بلكه به معناى استنباط پاسخهاى مناسب و متكى بر همان ابزارهاى صحيح استنباط است . ولى با اين همه عظمت و شكوه و غناى فقه ما، متأسفانه بايد اقرار كرد كه اين فقه، در جهان